بىسبب خشم و كينهاى به خود جلب ميكنيد و در راه خداى عز و جل در هنر خويش به يكديگر دوستى و مهر ورزيد و كسى را بدان توصيه كنيد كه نسبت بسلف شما در فضيلت و داد و نجابت شايستهترين افراد باشد .
و اگر روزگار نسبت بيكى از شما بىمهرى نشان دهد و بستيز برخيزد شما نسبت بوى دلسوزى و مهربانى كنيد و او را يارى دهيد تا پريشان حالى او بهبود يابد و بيسر و سامانى وى به وضع نخستين باز گردد . و اگر سالخوردگى و پيرى يكى از شما را گوشهنشين كند و از پيشه و ديدار ياران و دوستانش محروم سازد بر شماست كه بديدار او برويد و او را گرامى شماريد و با وى در امور مشورت كنيد و از تجارب فراوان و سوابق معرفت او يارى جوييد .
و بايد يك فرد نويسنده نسبت به كسى كه او را برميگزيند و در روز نيازمندى بوى اتكا مىكند چنان مآلانديش باشد كه در كارهاى او از امور مربوط به فرزند و برادر خويش هم محتاطتر و دور انديشتر باشد ، چنان كه اگر در ضمن كارها امرى ستودنى پيش آيد جز به خدايگان خويش به ديگرى آن را نسبت ندهد [ 1 ] و اگر نكوهشى روى دهد بايد آن را از پيش وى بردارد و بايد از لغزش و خطا و افسردگى هنگام دگرگونگى احوال بپرهيزد ، زيرا بشما اى گروه نويسندگان ، عيبجويى زودتر راه مىيابد تا به پارسايان متعبد [ 2 ] ، و هم براى شما زيان بخشتر و تباه كنندهتر است چه دانستيد يك فرد شما وقتى در درگاه سلطان بهمنشينى با او نائل ميآييد سلطان اداى حقوق شما را در نهايت جوانمردى بر خويش واجب ميشمرد پس بر شما هم واجب است كه از روى اعتقاد و خلوص نسبت بوى چنان وفادار و سپاسگزار و حق شناس و خير خواه و رازدار باشيد و نيكى او را بخواهيد و در تدبير امور و پند دادن به او خلوص نيت نشان دهيد تا پاداش حقى را كه بر گردن داريد ادا كنيد و بايد رفتار و كردارتان هنگام نيازمندى خدايگان بشما و در مواقع اضطرار گواه برين معانى باشد .
پس شما اى گروه نويسندگان ، كه خداى شما را كامياب كند ، اين نكات را بايد همواره احساس كنيد و در همهء احوال فراخى و تنگدستى و نوميدى و مواسات
هامش
[ 1 - ) ] از « ينى » است كه بجاى : فلا يصفها در چاپهاى مصر و بيروت : فلا يضفها ( از اضافه ) است .
[ 2 - ) ] در « ينى » العراء و در چاپهاى ديگر : الفراء و صورت متن ترجمهء القراء از چاپ بيروت است .