بعدها صاحب اين پايگاه گاهى بسبب تقرب يافتن ديگرى از خدمتگزاران دولت در پيشگاه سلطان تنزل مىيافت يا خودكامگى وزيرى كه او را محجور ميساخت و همهء امور را در نزد خود متمركز ميكرد سبب تنزل وى ميشد . و آن وقت علامت اين كاتب در برابر علامتى كه دليل صحت نوشته و امضاى وزير بود غير نافذ و ملغى ميگرديد و آنگاه صورت علامت معهود خود را در برابر علامت اين رئيس مىنوشت . چنان كه اين معنى در پايان دولت حفصى روى داد و هنگامى كه كار حاجبى بالا گرفت و نخست فرمانروايى بوى تفويض گرديد و سرانجام بخودكامگى و استبداد كشيده شد حكم علامتى كه اختصاص به كاتب داشت ملغى و بىاثر گرديد ولى صورت آن همچنان از نظر پيروى از كار سلف آن پايدار بود .
از آن پس حاجب امضايى را كه بايد در آن دفتر بگذارد براى كاتب ترسيم ميكرد و آن را به خط مخصوصى ميساخت [ 1 ] و از صيغههاى انفاذ و اجرا آنچه ميخواست براى او بر ميگزيد . پس كاتب فرمان او را امتثال ميكرد و علامت معتاد را ميگذاشت .
گاهى هم كه سلطان زمام امور را باستقلال بچنگ ميگرفت و خودكامگى آغاز ميكرد همين شيوه را بخويش اختصاص ميداد و امر فرمان را براى كاتب ترسيم ميكرد تا وى علامت او را در نوشتهها بگذارد .
يكى از پايگاههاى ديگر نويسندگى « توقيع » است و آن چنانست كه كاتب در حضور سلطان هنگامى كه مجالس فرمان دادن و حل و عقد امور تشكيل مىشود مىنشيند و احكام و دستورهايى را كه پادشاه بر وى القا مىكند با موجزترين و بليغترين الفاظ برنامهها و شكايات مينويسد . و توقيعات يا بهمينسان كه ياد كرديم صادر مىشود و يا آنكه كاتب از نمونههايى كه در دفترى هست و در اختيار خدايگان عرايض و شكايات است پيروى مىكند . و توقيع نويس بايد از بلاغت و سخنورى حظى وافر داشته باشد تا توقيعات او درست باشد . و جعفر بن يحيى در نزد رشيد بر شكايت نامهها توقيع مينوشت و آنها را به خدايگان عرايض و شكايات مىداد و توقيعات وى به حدى شيوا و رسا بود كه در بدست آوردن آنها ميان خداوندان
هامش
[ 1 - ) ] به خط خودش وضع مىكرد . « ينى » .