تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
پس از نظر سلطان يا وزير است و خط و امضاى او در صحت محاسبات خراج و مستمريهاى ساليانه معتبر است . اينها است اصول پايگاهها و مراتب سلطانى و اينها درجاتى عالى هستند كه صاحبان آنها نظارت عام دارند و سر و كار آنان مستقيم با سلطان است . و اما اين مرتبه در دولت ترك داراى انواع گوناگونى است چنان كه خدايگان ديوان مستمريها را ناظر سپاه ميگويند و خدايگانى اموال اختصاص به وزير دارد و او در ديوان خراج ستانى عمومى دولت نظارت مىكند و از بلندترين درجات ناظران اموال است زيرا نظارت در اموال در نزد ايشان بسبب پهناورى دولت و عظمت سلطنت و دايرهء وسيع اموال و خراجها بمراتب بسيارى منشعب ميگردد و ممكن نيست يكتن باستقلال بضبط و عهده‌دارى آن قيام كند هر چند در شايستگى و كفايت لايقترين افراد باشد . از اين رو ناظر عمومى اين قسمت بخصوص را بنام وزير ميخوانند و او با همهء اين پيرو يكى از موالى سلطان و صاحبان عصبيت اوست . و خداوند شمشير در دولت ( آنچنان است ) كه نظر وزير بوى رجوع مىشود و در پيروى از وزير منتهاى كوشش را در نظر مىگيرد . و دارندهء اين مقام در نزد آنان بنام « استاذ الدار » [ 1 ] خوانده مىشود و او بايد يكى از امراى بزرگ سپاهيان و خداوندان شمشير در دستگاه دولت باشد . و پايگاه‌ها و درجات ديگرى از مقام « استاذ الدار » پيروى ميكنند كه همهء آنها جنبهء مالى و محاسباتى دارد و دايرهء آنها بامور خاص محدود است مانند : ناظر خاص مباشر اموال شخصى سلطان از قبيل اقطاعات يا سهامى است كه از اموال خراج و نواحى باج ستانى متعلق به شخص سلطان مىباشد و از اموال عمومى مسلمانان نيست و او زير دست امير « استاذ الدار » است و وزير هر چند از سپاهيان مىباشد ولى « استاذ الدار » را در كار او نظارتى نيست و ناظر خاص زير دست خزينه‌دار اموال سلطان است كه يكى از مماليك [ 2 ] وى مىباشد و او را « خازن الدار » ميخوانند چه وظيفهء او و ناظر خاص
هامش
[ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت استاذ الدوله غلط است . صاحب اقرب الموارد ذيل كلمهء « استاذ » مينويسد : معلم و خواننده ( قرائت كننده ) و عالم و استاذ الدار ناظر درگاه پادشاه ، كلمهء فارسى معربست . در « ينى » هم استاذ الدار است . [ 2 - ) ] جمع مملوك بمعنى بنده ، و نزد مردم شام بر بندهء سفيد اطلاق مىشود ، و مماليك مصر گروهى بودند كه حكومت آن كشور را بدست گرفتند و اصل آنان از بندگان چركس بود و اصل معنى درين ماده قوت و شدت است ( اقرب الموارد ) .