مراقبت در اموال شخصى سلطان است و اختصاص به اين امر دارد .
اينست بيان اين مقام در دولت ترك مشرق پس از آنكه نخست وضع آن را در مغرب باز گفتيم و خدا گردانندهء امور است جز او پروردگارى نيست .
ديوان نامهها و نگارش ،
اين وظيفه بطبيعت در كشور ضرورى نيست چه بسيارى از دولتها در اصل از آن بىنيازند چنان كه در دولتهاى سخت باديهنشين كه از تهذيب تمدن و شهرنشينى و استحكام صنايع بهرهمند نيستند چنين مقامى وجود ندارد .
و در دولت اسلامى كه نياز شديد بدان پيدا شد بسبب كيفيت زبان عربى و بلاغت در تعبير از مقاصد بود چه كتاب [ 1 ] كنه حاجت انسان را اغلب بليغتر و رساتر از تعبير لسانى ادا ميكرد .
و كاتب امير يكى از خويشاوندان و بزرگان قبيلهء او بشمار ميرفت كه بدين سمت انتخاب مىشد چنان كه خلفا و امراى صحابه در شام و عراق نيز چنين كسى را بكاتبى خويش برميگزيدند تا از لحاظ امانتدارى و حفظ اسرار مورد اعتماد باشند .
رفته رفته تباهى به زبان راه يافت و بمنزلهء صناعتى گرديد كه باهل فن و كسانى كه آن را نيك ميدانستند اختصاص يافت و خاندان عباسيان خداوندان آن منصب را در پايهاى بلند جاى ميدادند و كاتب ايشان اسناد دفاتر احكام را بطور مطلق ( بىدخالت ديگرى ) صادر ميكرد و در پايان آن نام خويش را مينوشت و آن را با مهر سلطان مهر ميكرد و بر روى مهر سلطان نام يا علامت او منقوش بود . آن را در گل سرخى كه در آب حل مىشود فرو مىبرند و به « گل مهر » [ 2 ] ناميده مىشود سپس آن مهر را بر دو طرف دفتر احكام ( يا طومار ) هنگام تا كردن و الصاق آن ميزنند .
آنگاه پس از عباسيان طومارها بنام سلطان صادر ميشد و كاتب امضاى خود را در آغاز يا انجام آن ميگذاشت بر حسب محل و لفظى كه بر ميگزيد .
هامش
[ 1 - ) ] كتاب ( بضم ك و تشديد ت جمع كاتب ) در چاپهاى مشكول غلط است .
[ 2 - ) ] طين الختم : گل سرخ و صاحب غياث ذيل ختام و ختامة آرد : موم و لك ( لاك ) و در لغت نامه بنقل از او بهى ذيل لاك ( لك ) آمده : گلى سرخ باشد كه بدان پوست و جامه رنگ كنند . نام جديد آن بفرانسهTerre - sigilleو نام عاميانه آنTirasigillataمىباشد .