تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
( درهم و دينار ) و مخاطبه با كسانى باشد كه از وى غايب‌اند . از اين رو خدايگان كشور در امور شمشير و قلم و مال بيارانى نيازمند است تا عهده‌دار هر يك از امور مزبور را ( بسبب نيازمندى به آنان ) به بخشى از رياست كشور اختصاص دهد . و امر ديوان در دولت بنى اميهء اندلس و ملوك طوايف پس از ايشان نيز بر همين منوال بود . و اما در دولت موحدان بايد متصدى و خدايگان آن از خاندان موحدان باشد و او باستقلال در امر بدست آوردن اموال و گردآورى و ضبط آنها و روش كار فرمانروايان و كارگزاران در اين باره نظارت ميكرد و آنگاه اموال مزبور را در مواقع مقتضى و به ميزان لازم به مصرف ميرسانيد و دارندهء اين شغل را خدايگان اشغال ميناميدند و چه بسا كه در بعضى از نواحى كسانى را كه از خاندان موحدان نبودند و در اين فن مهارت داشتند نيز بدين شغل ميگماشتند . و چون خاندان ابو حفص در افريقيه باستقلال گراييدند و جزيه ستانى كار ذميان [ 1 ] اندلس بود از اين رو گروهى از خاندانهاى شرف بر آنان سبقت جستند و در ميان آنان كسانى بودند كه در اندلس به كار جزيه ستانى گماشته شده بودند مانند خاندان سعيد كه اصحاب قلعهء جوار غرناطه بودند و بخاندان ابو الحسن شهرت داشتند . ابو حفصيان از كفايت آنان در اين امر استفاده كردند و ايشان را به تدبير امور خراج يا منصب ( اشغال ) گماشتند همچنان كه در اندلس اين وظيفه را بر عهده داشتند و در اين باره به كار موحدان هم مىپرداختند ( يعنى گاه با موحدان و گاه با ابو حفصيان كار مىكردند ) . آنگاه حسابدانان و نويسندگان بدان اختصاص يافتند و كار از دست موحدان بيرون رفت . سپس چون امر حاجبى قدرت يافت و فرمان آن در همهء شئون كشور نافذ گرديد اين رسم تعطيل شد و خدايگان آن زير دست حاجب قرار گرفت و در زمرهء خراج گيران در آمد و اين پايگاه رياستى كه در آن دولت وجود داشت بر افتاد . و اما در دولت خاندان مرينى هم اكنون منصب محاسبهء مستمريهاى ساليانه و خراج ستانى در اختيار يكتن است و خدايگان اين پايگاه كسى است كه كليهء محاسبات را تصحيح مىكند و آنها را بديوان آن رجوع ميدهند و رأى و نظر او
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء كلمهء « جالية » است كه از مصطلحات ديوانى در اواخر امويان بود و در دوران دوم عباسيان بمعنى خراج و حصهء مرتب آن به كار مىرفت . ( از المرجع ) .