تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
بود فرمان داد ديوان شام را به زبان عربى نقل كند و وى از روز آغاز بدين امر در ظرف يك سال آن را تكميل كرد و چون سرحون كاتب عبد الملك بر اين امر آگاهى يافت بنويسندگان روم گفت روزى خويش در جز اين صناعت بجوييد چه خداوند آن را از شما بريد . و اما ديوان عراق در روزگار حجاج تغيير يافت و او در اين باره به كاتب خويش صالح بن عبد الرحمن فرمان داد چه صالح نوشتن فارسى و عربى ميدانست و اين هنر را از زادان فرخ كاتب پيشين حجاج فرا گرفته بود و چون زادان فرخ در جنگ با عبد الرحمن بن اشعث كشته شد حجاج صالح را بجاى وى بكاتبى خويش برگزيد و بوى فرمان داد ديوان را از زبان فارسى به عربى نقل كند و او اين امر را انجام داد و نويسندگان فارسى در اين باره كراهت و نفرت نشان دادند و عبد الحميد بن يحيى ميگفت خداى صالح را خير دهاد او بر نويسندگان چه منت بزرگى دارد . آنگاه اين وظيفه در دولت بنى عباس بكسانيكه در آن نظر ( و صلاحيت ) داشتند واگذار گرديد چنان كه برمكيان و خاندان سهل بن نوبخت و جز آنان از وزيران دولت اين وظيفه را نيز انجام ميدادند . و اما آنچه از احكام شرعى بدين وظيفه تعلق ميگيرد از قبيل مسائل مخصوص بسپاه يا بيت المال دربارهء دخل و خرج و باز شناختن نواحى و مناطقى كه با صلح بحيطهء اسلام در آمده يا بقهر و زور [ 1 ] و اينكه اين وظيفه را چه كسانى بايد عهده‌دار شوند و شرايط ناظر و نويسندهء آن و قوانين محاسبات ، همه اينها از اموريست كه مربوط به كتب احكام سلطانى است و در كتب مزبور نوشته شده است و از مقصد كتاب ما بيرونست چه ما در اين باره فقط از آن نظر بحث ميكنيم كه به طبيعت كشوردارى ارتباط دارد ، همان هدفى كه در اين كتاب آن را دنبال ميكنيم ، و اين وظيفه از اين نظر قسمت عظيمى از كشوردارى است بلكه سومين ركن آن بشمار ميرود چه هر پادشاه ناچار بايد داراى سپاه و مال
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء عنوة ( بفتح ع - و ) است كه بمعنى قهر و زور و مودت و صلح هر دو آمده ( از اضداد است ) ولى در اينجا بمعنى زور است . و احكام شرعى نسبت به كشورى كه با صلح باسلام گرايد با آن كه به قهر و غلبه فتح شود تفاوت دارد .