و نخستين كسى كه در دولت اسلامى ديوان را وضع كرد عمر ، رض ، بود .
و گويند اين امر بسبب مالى بود كه ابو هريره ، رض ، از بحرين آورده بود و چون آن را افزون يافتند در تقسيم آن خسته شدند . از آن روز بدين همت گماشتند كه اموال را بشمارند و مستمريهاى ساليانه و حقوق را ضبط كنند و خالد بن وليد اشاره به ديوان كرد و گفت ديدم پادشاهان شام تدوين مىكنند [ 1 ] و عمر پيشنهاد او را پذيرفت . و گويند بلكه هرمزان بديوان اشاره كرده و هنگامى كه ديده است عمر لشكريان را بىديوان گسيل ميدارد بوى گفته است اگر كسى از آنان غيبت كند كه ميتواند بدين امر پى ببرد ؟ چه هر كه عقب بماند جاى او در سپاه خالى ميماند بلكه نوشته اسامى آنان را ضبط مىكند . آنگاه هرمزان ديوانى براى ايشان ترتيب داد . عمر از نام ديوان پرسيد و هرمزان براى او ( موضوع ) را تفسير كرد ( و توضيح داد ) . و آنگاه كه عمر بر تدوين ديوان مصمم شد به عقيل بن ابى طالب و محرمة بن نوفل و جبير بن مطعم كه از نويسندگان قريش بود فرمان داد در تنظيم آن شركت جويند و آنها ديوان سپاهيان اسلامى را به ترتيب خاندانها نوشتند و از خويشاوندان رسول خدا ، ص ، آغاز كردند و پس از آن هر خاندانى نزديكتر بخاندان نبوت بود آن را مقدم داشتند . چنين است آغاز ديوان سپاه .
و زهرى از سعيد بن مسيب روايت كرده كه اين امر در محرم سال بيستم هجرى روى داده است . و اما ديوان خراج و مالياتها پس از اسلام بر همان وضعى باقى مانده بود كه پيش از اسلام بود . ديوان عراق به زبان فارسى و ديوان شام به زبان رومى نوشته ميشد و نويسندگان ديوانها از خداوندان عهد هر دو فريق [ 2 ] بودند .
و هنگامى كه عبد الملك بن مروان بخلافت رسيد و امر خلافت بپادشاهى تبديل شد و قوم عرب از خشونت باديهنشينى به رونق تمدن و از سادگى بىسوادى به مهارت نوشتن نايل آمدند و در ميان اعراب و موالى ايشان استادانى در نويسندگى و حسابدارى ظهور كرد عبد الملك بسليمان بن سعد كه در آن روزگار فرمانرواى اردن
هامش
[ 1 - ) ] تدوين گويا از كلمه ديوان فارسى گرفته شده و بمعانى : نوشتن نام در ديوان سپاه و گردآورى ديوان ( دفتر ) آمده است و در اينجا گويا مراد ترتيب دادن دفتر و ديوان باشد .
[ 2 - ) ] منظور از خداوندان عهد هر دو فريق :
متعاهدان زردشتى و نصاراى ايران و روماند كه در ذمه اسلام و تحت تبعيت آن بودند .