تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و بعضى از اوقات عزل و نصب برخى از وظايف در اختيار « نايب » است ، و ميتواند اندكى از جيره‌ها را قطع كند يا تثبيت نمايد و اوامر وى مانند مقررات سلطانى اجرا مىشود ، چه او را از جانب سلطان نيابت مطلق است . و فرمان حاجبان تنها در ميان طبقات عامه و سپاهيانى است كه براى ترافع نزد آنان ميروند و هم كسانى را كه از اطاعت سر باز ميزنند مجبور بفرمانبرى ميكنند و هيئت ايشان ( از لحاظ وضع لباس و نشانها و غيره ) تابع هيئت نيابت است . و وزير در دولت ترك خدايگان خراج ستانى است كه انواع مالياتها را از قبيل خراج يا باج [ 1 ] يا جزيه ميستاند و سپس آنها را در هزينه‌هاى امور سلطانى و و وظايف جارى معين خرج مىكند و او با همهء اين ميتواند همه كارگزاران و مباشران امور خراج ستانى را عزل و نصب كند و او بمنزلهء نماينده‌اى ميان سلطان و رعيت است بر حسب اختلاف مراتب و تباين اصناف مردم [ 2 ] . يكى از رسوم دولت تركان مصر اينست كه اين وزير بايد از قبطيانى باشد كه عهده‌دار امور ديوان محاسبات و خراج ستانى هستند چه اين گروه از روزگارهاى كهن در مصر بدين امر اختصاص داشته‌اند . و گاهى هم سلطان اين وزارت را بيكى از رجال و صاحبان شوكت ترك يا فرزندان ايشان بر حسب موجبى كه اقتضا مىكند ميسپارد . و خدا بحكمت خود مدبر امور و گردانندهء آنست خدايى جز او نيست [ او پروردگار آغازها و انجام‌هاست ] [ 3 ] .

ديوان كارگزاران و خراجها ،

بايد دانست كه اين وظيفه از مهمترين وظايف ضرورى كشور است و آن انجام دادن كارهاى خراج ستانى و حفظ حقوق دولت در دخل و خرج و آمار سپاهيان با ذكر نامها و سنجش ارزاق ايشان و پرداخت مستمرى ساليانهء آنها در
هامش
[ 1 - ) ] باج ترجمهء كلمهء « مكس » ( بفتح م ) است كه در عربى بمعنى دراهمى است كه آنها را از فروشندگان كالا در بازارهاى عصر جاهليت ميگرفتند ( بنا بر يكى از اقوال ، چه دربارهء مفهوم آن اختلافست ) و گيرندهء آن را « مكاس » ميگفتند و در حديث آمده : مكس بگير يا باج بگير داخل بهشت نميشود ( اقرب الموارد ) . [ 2 - ) ] وزير تنفيذ در دورهء عباسيان بر سفير يا نمايندهء سلطان در ميان طبقات مختلف مردم اطلاق مىشده است . رجوع به المرجع ج 1 شود . [ 3 - ) ] در « ينى » نيست .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 464 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى