را ، پشتم را بوى قوى ساز و او را در كار من انباز كن [ 1 ] .
و ياران پادشاه يا او را در امر پادشاهى بشمشير يا قلم يا رأى يا دانش خويش يارى ميدهند و يا از راه حجابت ( پردهدارى ) ويرا از انظار مىپوشند تا مردم بر او ازدحام نكنند و ويرا از انديشيدن در امور مهم كشور باز ندارند . يا چنين كسى خود بتنهايى در همهء مسائل و امور كشور مىانديشد و در اين باره بشايستگى و نيرومندى خويش اتكا مىكند . به همين سبب گاهى كليهء اين لياقتها در يكتن يافت مىشود و زمانى هر كدام را در شخصى مىيابيم و گاهى نيز هر يك از آنها بگونههاى بسيارى تقسيم مىشود چنان كه در مثل وظيفهء مربوط به قلم بدين اقسام منشعب ميگردد : ديوان نامهها و احكام ، ديوان چكها و اقطاعات [ 2 ] ، ديوان محاسبات ، كه اين يكى بر عهدهء خدايگان [ 3 ] خراج ستانى و هزينهها و حقوقها و ديوان سپاه است .
و نيز وظايف مربوط به شمشير بدين انواع منقسم مىشود : خدايگان جنگ ، خدايگان انتظامات [ 4 ] ، صاحب بريد [ 5 ] ، مرزبان . آنگاه بايد دانست كه وظايف و مقامات سلطنتى در اين ملت اسلام در تحت خلافت مندرج مىباشد چه منصب خلافت بر امور دين و دنياى مردم حاكم است چنان كه در پيش ياد كرديم از اين رو كه احكام شرعى بجميع وظايف پادشاهى متعلق مىباشد و براى هر يك از آن وظايف در كليهء امور وابسته به شرع وظيفهاى يافت مىشود چه حكم شرعى عموميت دارد و بهمهء افعال بندگان خدا تعلق ميگيرد . و فقيه به پايگاه سلطان و پادشاه و شرايط عهدهدارى آن چنان مىنگرد كه وى بانفراد و استقلال از جانب دستگاه خلافت فرمانروايى مىكند و اين معنى سلطان است و يا بجاى مقام خلافت وظايفى بر عهده مىگيرد و اين معنى وزير است در نزد آنان ( فقيهان ) چنان كه ياد خواهيم كرد . و فقيه ناچار بايد در كليهء احكام و اموال و همه سياستهاى كلى يا جزئى و موجبات عزل اگر
هامش
[ 1 - ) ] وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً من أَهْلِي . هارُونَ أَخِي . اشْدُدْ به أَزْرِي . وَ أَشْرِكْهُ في أَمْرِي 20 : 29 - 32 . سورهء طه ، آيهء 29 تا 32 .
[ 2 - ) ] تيولها .
[ 3 - ) ] خدايگان ترجمهء كلمة « صاحب » است كه عرب آن را هم بر مقامى نظير وزارت و هم بر اميران اطلاق ميكردهاند و ما در مواضعى كه « صاحب » را در فارسى قديم هم به كار بردهاند همان كلمه را برگزيدهايم مانند « صاحب بريد » و در موارد ديگر آن را به « خدايگان » ترجمه كرديم كه شاعران عهد غزنوى آن را بسيار به كار بردهاند و شايد هم ترجمهء « صاحب » بوده است .
[ 4 - ) ] ترجمهء « صاحب الشرطة » بجاى شهربانى
[ 5 - ) ] بجاى وزير پست امروز .