در كار سپاهيان و سلاحها و جنگها و ديگر امور مربوط بنگهبانى و كشور ستانى و گردانندهء اين امور همان وزير متعارف در دولتهاى قديم مشرق و هم در اين روزگار در مغرب است .
و يا اينكه براى رساندن احكام و نامههاى خويش بكسانيكه از لحاظ مكان يا زمان از وى دوراند و اجراى اوامرش ، دربارهء آنان كه از وى نهاناند ، به كسى محتاج است و خدايگان اين وظيفه همان ( كاتب ) دبير است [ 1 ] . و يا در امور خراج ستانى اموال و مصرف كردن و نگهدارى آنها نيازمند به كسى است كه آنها را از همهء جهات نگهدارى كند و نگذارد تباه شود . و اين وظيفه بر عهدهء خدايگان اموال و خراج است كه هم اكنون در مشرق ويرا بنام وزير ميخوانند .
يا نيازمند به كسى است كه دور كننده ارباب حوائج باشد تا هنگامى كه بدرگاه وى روى ميآورند در گرد سلطان ازدحام نكنند و ويرا از بررسى امور مهم باز ندارند . و اين مرتبهء خدايگان درگاه است كه سلطان را در پشت پرده نگاه مىدارد .
بنابر اين نيازمنديهاى پادشاه و سلطان بهيچرو از اين چهار وجه تجاوز نميكند و هر يك از پايگاهها و مراتب ديگر درگاه پادشاه و سلطان به اين امور باز ميگردد جز اينكه بلندترين پايگاهها از مراتب مزبور آنست كه يارى جستن در آن بطور عموم از سلطان وزير نظر وى باشد ، چنان كه اقتضا كند كه وزير پيوسته با سلطان در تماس باشد و در همه احوال كشور وى مشاركت جويد . ليكن مناصبى كه مخصوص ببعضى از مردم يا برخى از جهات ديگر ( مانند كاتبى و حاجبى ) باشد بطبع فروتر از پايگاهى است كه جنبهء كلىتر دارد مانند مرزبانى يا عهدهدارى خراج خاصى يا سرپرستى امرى خاص از قبيل وظيفه محتسبى ارزاق يا تصدى امر سكه كه تمام اين گونه امور نظارت در احوال خاصى است و در نتيجه خدايگان آنها بايد پيرو كسانى باشد كه صاحب نظر در امور عام و كلى هستند و از لحاظ پايه مرئوس آنان باشد .
در دولتهاى پيش از اسلام جريان امور پادشاهى پيوسته بر اين منوال بود
هامش
[ 1 - ) ] در اينجا يك سطر از چاپ بيروت ساقط شده است .