تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 56

مساهمون:

صمقدمه ٥٦

در فاس

ابن خلدون مدت هشت سال در فاس اقامت كرد و در اين مدت همچنانكه آرزو داشت فرصت وسيعى براى مطالعه و افزودن بر معلومات خود بدست آورد . در اين شهر كه پايتخت مغرب بود با بسيارى از بزرگان دانش و ادب ديدار ميكرد و از محضر آنان استفاده مىبرد و برخى از اين دانشمندان همان كسانى بودند كه در سابق در فاس با آنان آشنايى و دوستى داشت و دستهء ديگر از دانشمندانى بودند كه بجهات مختلف از اندلس به مغرب آمده بودند . ابن خلدون در خلال اين هشت سال بخصوص در نامه‌نگارى و سرودن شعر و فن خطابه نيز تمرين و ممارست كرد و خلاصه وى در فاس زندگى معنوى و ادبى آميخته بفعاليت شديدى را گذرانيد چه وى در ظرف اين مدت در گرداب سياست نيز فرو رفت و زندگى سياسى او با تغييرات و تحولات گوناگون توأم بود . وى در عهد چهار سلطان و دو وزير كه نسبت بسلاطين خود روش مستقلانه و حاكميت مطلقى پيش گرفته بودند مشاغل گوناگونى را بر عهده داشت و انقلابات متعددى در همين مدت روى داد و او در بعضى از آنها نقش مهمى را ايفا كرد و در توطئه‌اى شركت جست كه با شكست روبرو گرديد و بزندانى شدن وى منجر شد . توضيح آنكه پس از ورود ابن خلدون بفاس سلطان ابو عنان او را در زمرهء دانشمندانى كه در محفل علمى وى انجمن ميكردند در آورد و او را ملزم كرد كه هنگام اداى نماز جمعه جزو همراهان سلطان باشد ، سپس او را به سمت دبيرى و توقيع نامه‌هاى سلطانى برگزيد و ابن خلدون اين مقام را « از روى اكراه و بىميلى بر عهده گرفت » زيرا اين منصب را با منزلت خاندان خود متناسب نمىديد و انتظار داشت به پايگاه‌هاى بالاتر و مهمترى نايل آيد و شكى نيست كه همين انديشهء جاه‌طلبى سبب شد كه وى در نهان بنقشه‌هاى امير حفصى محمد بن عبد الله كمك كند چه اين شاهزاده در صدد بود فرمانروايى خود را در بجايه از سلطان باز ستاند و در خفا براى فرار از فاس فعاليت ميكرد . ميدانيم كه سلطان ابو عنان پس از آنكه بار ديگر بجايه را زير سيطرهء فرمانروايى مرينيان در آورد امير آن ناحيه را بفاس منتقل و او را باقامت در آن شهر مجبور ساخت . و هنگامى كه سلطان بيمار شد شاهزادهء مزبور تصميم گرفت از اين فرصت استفاده كند و در صدد بر آمد موجبات خارج شدن از فاس و رسيدن به بجايه را فراهم سازد ، و ابن خلدون به علت پيوندهاى دوستى كه ميان خاندان وى و خاندان حفصيان در طى چندين نسل برقرار شده بود از آغاز ورود به فاس با اين شاهزادهء حفصى روابط دوستانه‌اى برقرار كرده بود و طبيعى است كه شاهزادهء مزبور مقاصد و نيات خويش را با ابن خلدون در ميان مىنهاد و از او در تحقق آمال خويش استمداد ميكرد . از اين رو ابن خلدون بوى وعده داده بود وسايل فرار او را فراهم سازد چنان كه امير هم به ابن خلدون وعده داده بود منصب حاجبى ( صدر اعظمى ، نخست وزيرى ) خود را پس از بدست آوردن امارت بوى تفويض كند ، ولى سلطان كه از گفتگوها و اقدامات نهانى شاهزاده و ابن خلدون آگاه شده بود سخت بر ابن خلدون خشم گرفت و او را زندانى كرد . ابن خلدون مدت دو سال در زندان بود و تنها پس از مرگ ابو عنان از زندان رهايى يافت . در اين هنگام وزير سلطان حسن بن عمر زمام امور سلطنت را بنام سلطان سعيد فرزند خردسال سلطان بدست گرفته بود و خويش را فرمانرواى مطلق ميشمرد . اين وزير ابن خلدون را بمقامى كه پيش از زندانى شدن داشت منصوب كرد ولى فرمانروايى وزير مزبور و سلطان خردسالش ديرى نپاييد زيرا گروهى از شاهزادگان مرينى بحاكميت او اعتراف نكردند و در