تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
وجود او نظام اين جهان حفظ شود . و اينكه ويرا امام مىناميدند بدان سبب است كه در پيش ياد كرديم كه در مذهب شيعه خلفاى خويش را بدين لقب ميخواندند و با كلمهء امام لفظ « معصوم » را هم مرادف مىآوردند تا اشاره بمذهب شيعه در عصمت امام باشد . و او در نزد اتباع خويش از لقب امير المؤمنين امتناع ورزيد . از نظر پيروى از شيوهء متقدمان شيعه . و از اين رو كه در آن روزگار كودكان و ابلهانى از اعقاب خداوندان خلافت در مشرق و مغرب در آن لقب شركت داشتند . آنگاه پس از وى وليعهدش عبد المؤمن ملقب به لقب امير المؤمنين شد و پس از او خلفاى بنى عبد المؤمن و خاندان ابو حفص پس از آنان در افريقيه بدين لقب خوانده ميشدند و آن را فقط به خود اختصاص دادند . زيرا شيخ آنان مهدى بدان خوانده مىشد و وى صاحب الامر بود و همچنين جانشينانش از پس او اين مقامات و لقب را بوى اختصاص ميدادند و روا نميدانستند هيچكس جز آنان در اين لقب شركت داشته باشد و چون عصبيت قريش متلاشى و نابود شده بود آنان اين شيوه را برگزيده بودند . و چون در مغرب امر خلافت بفساد گراييد و قدرت را زناته بدست گرفت ، نخستين پادشاهان آن قوم روش باديه‌نشينى و سادگى پيش گرفتند و مانند سلاطين لمتونه بلقب امير المسلمين اكتفا كردند بدين منظور كه احترام مقام خلافت بنى عبد المؤمن و جانشينان آنان بنى ابو حفص را مراعات كنند ، زيرا سلسلهء مزبور فرمانبرى از مقام خلافت را بر خود لازم ميشمردند آنگاه متأخران ايشان به لقب امير المؤمنين گراييدند و تا اين روزگار خود را امير المؤمنين ميدانند از اين رو كه به تمام اميال پادشاهى نايل آيند و كليهء شيوه‌ها و رسوم و شعاير آن را بمرحلهء كمال رسانند ، و خدا بر امر خويش غالب است .

فصل سى و سوم در شرح نام بابا ( پاپ ) [ 1 ] و پطرك در ميان مسيحيان و نام كوهن در نزد يهود

بايد دانست كه هر ملتى ( مذهبى ) بايد در غيبت پيامبر خود قائمى داشته
هامش
[ 1 - ) ] « بابا » رئيس متعبدان نصارى خليفهء رسول پطرس است ( اقرب الموارد ) . رئيس روحانى - كاتوليكها . در بعض نسخ ( باب ) است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 441 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى