بر نگزيدند ، از اين رو كه آنان همان شيوهء باديهنشينى و سادگى را از دست نداده بودند .
و چون آثار خلافت بر افتاد [ 1 ] و مسند آن بىزيور گشت [ 2 ] و يوسف بن تاشفين پادشاه لمتونه از قبايل بربر در مغرب قيام كرد و بر دو عدوه « عدوتين » [ 3 ] تسلط يافت و مردى نيكوكار و پيرو سلف بود از اين رو همت گماشت كه بطاعت خليفه گردن نهد تا از اين راه مراسم دين را تكميل كند . بدين سبب با المستظهر عباسى داخل مذاكره شد و براى بيعت خويش عبد الله بن عربى و پسرش قاضى ابو بكر از مشايخ اشبيليه را نزد وى گسيل كرد آنها از خليفه طلب كردند كه يوسف بن تاشفين را در مغرب بعنوان خليفه بشناسد و اين وظيفه را از جانب وى بر عهده گيرد آنگاه با گرفتن عنوان جانشينى خلافت براى يوسف در مغرب بسوى وى بازگشتند . و ( مقرر بود ) كه يوسف در جامه و رتبه زى و شعار آنان را داشته باشد . و خليفه يوسف را در آن مقام از نظر بزرگداشت و اختصاص امير المسلمين [ 4 ] خطاب كرد و يوسف آن را بعنوان لقب پذيرفت . و گويند خليفه پيش از اين واقعه به علت آنكه بمقام خلافت احترام ميگذارده است ويرا امير المسلمين [ 5 ] خوانده است چه وى و طايفهاش ( مرابطان ) مقيد بآداب دين بودند و از سنت پيروى ميكردند .
و پس از مرابطان مهدى پديد آمد و مردم را به حق دعوت ميكرد و مذاهب اشعرى را رواج ميداد و مردم مغرب را نكوهش مىكرد كه چرا از اشاعره عدول كرده و بتقليد سلف در ترك تاويل ظواهر شريعت و مسائلى كه بدان منجر مىشود گرويدهاند از قبيل تجسيم [ 6 ] چنان كه در مذهب اشعرى معروفست . و پيروان خويش را « موحدان » ناميد تا بر اين انكار تعريضى باشد و رأى خاندان نبوت را در امام معصوم مىدانست و ناچار چنين امامى در هر زمان بايد وجود داشته باشد تا بسبب
هامش
[ 1 - ) ] نام خلافت از ميان رفت . « ينى »
[ 2 - ) ] ترجمهء : تعطل دستها است كلمهء دست فارسى را تازيان به معانى :
مسند ملوك - دشت - ورق - حيله ( گويا از دستان ) و بسيارى از معانى ديگر به كار بردهاند .
[ 3 - ) ] عدوه به تثليث حرف نخست در لغت به معنى كنار رود و جانب آن است و در اصطلاح جغرافياى تاريخى منظور : عدوه اندلس و عدوهء قيرويان است كه قسمتهايى از فاس بشمار مىرود . دمشقى مىنويسد : فاس دو شهر است : عدوه اندلس كه بسال 192 ه بنيان نهاده شده و عدوه قيرويان كه در سال 193 بنا شده است و اين عدوه در روزگار ادريس بن ادريس بنيان نهاده شده و ميان دو عدوه مزبور شهرى است در ضمن بايد دانست كه فاس مجاور مراكش است و مراكش را همين يوسف بن تاشفين صنهاجى بنا كرد و در روزگار عبد المؤمن مركز خلافت گشت . رجوع به اقرب الموارد و نخبة الدهر دمشقى و فهرست آن شود .
[ 4 ، 5 - ) ] امير المؤمنين ، در ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) .
[ 6 - ) ] مقصود عقايد مجسمىهاست . اين كلمه در « ينى » نيست .