ميباشند در صورتى كه حقيقت امر چنين نيست بلكه عدالت از شرايط مخصوص آنان براى اين وظيفه است . و لازمست قاضى از لحاظ رعايت شرط عدالت دربارهء احوال و خوى و رفتار ايشان تحقيق و جستجو كند و در اين خصوص مسامحه و اهمال روا ندارد چه بر اوست كه حقوق مردم را حفظ كند و بنابر اين كليهء نتايجى كه در اين باره پديد آيد بر عهدهء قاضى است و او ضامن زيانهاى آن مىباشد و هنگامى كه چنين گروه خاصى براى اين وظيفه تعيين شوند وجود ايشان در تعديل كسانى كه عدالت آنان بر قاضيان پوشيده است نيز سودمند خواهد بود زيرا در نتيجهء توسعه يافتن شهرها و مشتبه بودن در احوال كسان كار بر قاضيان دشوار شده است در صورتى كه آنها ناچارند دعاوى و مشاجرات متداعيان را از دلايل و اسناد اطمينان بخش و مورد اعتماد حل و فصل كنند ، از اين رو خواه ناخواه اغلب براى حصول اطمينان بگروه مزبور اعتماد ميكنند . و تعديل كنندگان در همهء شهرها در دكانها و سكوهاى مخصوصى اقامت ميگزينند و صاحبان معاملات با آنان قرارداد مىبندند و براى گواهى و قيد آن در دفاتر و سجلات از وجود آنان استفاده مىكنند .
و مفهوم كلمهء مزبور ، يعنى عدالت ، ميان وظيفهاى كه معنى آن آشكار شد و عدالت شرعى كه اخت جرح است مشترك مىباشد ، گاهى هر دو متوارد و گاه مفترقاند ، و خدا سبحانه [ 1 ] داناتر است .
محتسبى
[ 2 ] و سكه ، اما محتسبى وظيفهاى دينى از باب امر بمعروف و نهى از منكر است كه بر عهده داران امور مسلمانان واجب است اين پايگاه را به كسى كه شايستهء اين مقام باشد اختصاص دهند و او را به وجوب آن ملزم سازند .
آنگاه محتسب به منظور انجام دادن اين امر همراهان و يارانى براى خود بر ميگزيند و دربارهء منكرات و اعمال خلاف بجستجو ميپردازد و مرتكبان را فراخور
هامش
[ 1 - ) ] در ( پ ) چنين است و در نسخ ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) : « تعالى » .
[ 2 - ) ] از كلمهء حسبة ( بكسر ح ) و احتساب است كه در لغت بمعنى شمردن و در اصطلاح بمعنى تدبير و سياست و در شرع مراد امر بمعروف و نهى از منكر است و در عرف بر امور محدودى از قبيل بر زمين ريختن مسكرات و شكستن آلات و ادوات طرب و اصلاح طرق و شوارع اطلاق مىشود . وظيفهء مزبور نظير شهردارى امروز بوده است . رجوع به لغت نامهء دهخدا و كشاف اصطلاحات الفنون و « معالم القربة فى احكام الحسبة » شود .