تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كسانى كه بر طريقهء آنان بوده و گام بگام خصال و صفات ايشان را پيروى كرده‌اند . و هر گاه يكى از افراد امت بيكى از دو امر منفرد باشد در آن صورت بر عابد نام « وارث » نهادن شايسته‌تر است تا بر فقيهى كه پارسا نيست ، زيرا به پارسا صفتى به ارث رسيده است در صورتى كه فقيه ناپارسا هيچ چيز به ارث نبرده است بلكه او صاحب گفتارهايى بيش نيست كه نص آنها را در كيفيات عمل براى ما نقل مىكند و اين گروه بيشتر فقيهان عصر ما هستند بجز كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند و ايشان اندكند [ 1 ] .

عدالت ،

و آن وظيفه‌اى دينى است كه از توابع داورى و قضا و موارد [ 2 ] عملى آنست ، و حقيقت آن قيام به اذن قاضى است براى گواهى دادن در ميان مردم در آنچه بسود يا بزيان ايشان مىباشد به صورت نقل گواهى از ديگرى و جانشين وى شدن در گزاردن آن هنگام احضار شهود و اداى شهادت هنگام تنازع و نوشتن آن در سجلاتى [ 3 ] كه بدانها حقوق و املاك و ديون و ساير معاملات مردم حفظ مىشود . [ و اينكه گفتيم باجازهء قاضى ، بدين سبب است كه مردم بفساد گراييده‌اند و امر تعديل و جرح بجز قاضى بر ديگر مردمان پوشيده است . از اين رو در حقيقت قاضى بكسانيكه عدالت آنان در نزد وى بثبوت رسيده است اجازهء شهادت ميدهد تا بدين وسيله بتواند امور مردم و معاملات ايشان را حفظ كند ] [ 4 ] و شرط وظيفهء عدالت متصف بودن به عدالت شرعى و برائت از جرح است . و متصديان اين وظيفه بايد عهده‌دار نوشتن دفتر سجلات و عقود باشند و از لحاظ عبارت و انتظام فصول و هم از نظر استوارى شرايط شرعى و عقود ( دقت كنند ) و از اين رو چنين كسى بدانستن مسائلى از فقه كه مربوط بدين امور است نيازمند مىباشد . و به علت شرايط مزبور و لزوم تمرين و مهارت در آنها عدالت هم اكنون ببرخى از عدول معين اختصاص يافته است چنان كه گويى اين حقيقت تنها مخصوص به صنفى است كه متصدى اين امور
هامش
[ 1 - ) ] إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ 38 : 24 . سورهء ص ، آيهء 23 . [ 2 - ) ] ( ا ) مواد . [ 3 - ) ] « سجل » در نزد فقيهان دفتريست كه قاضى صورت دعاوى و حكم و چكهاى معاملات و مانند آنها را در آن مينويسد تا در نزد وى محفوظ بماند و بمنزلهء سندى باشد تا هر گاه يكى از متداعيان بر ديگرى ادعا كند بتوان بدان استناد كرد ( اقرب الموارد ) . [ 4 - ) ] قسمت داخل كروشه در « ينى » و چاپهاى مصر و بيروت نيست از اين رو از چاپ پاريس ترجمه شد .