در اين باره متكى به ديگران باشد چه دخالتى ميتواند در كار مشاوره داشته باشد يا كدام معنى انگيزه اعتبار وى در امر مشورت است . آرى مگر بگوييم مشورت با چنين كسانى دربارهء همان مسائل احكام دين است كه از آنها اطلاع دارند و آن هم بويژه در خصوص استفتا است . ولى آنها از مرحلهء مشاوره در كارهاى سياسى دوراند زيرا فاقد عصبيت ميباشند و باحوال و احكام سياست آشنايى ندارند و بزرگ داشت ايشان از ناحيهء پادشاهان و اميران در شمار نيكوكاريهاى آنان مىباشد و گواه بر اينست كه آنان اعتقاد نيكو بامور دينى دارند و هر چه و هر كه را از هر جهت به دين منسوب باشد گرامى ميشمرند .
و اما دربارهء گفتار پيامبر ، ص ، كه عالمان وارثان پيامبرانند ، بايد دانست كه فقيهان در اين روزگار و اعصار نزديك به اين زمان تنها در گفتار دانندگان و راويان اصول شريعتاند و آنها را در كيفيت اعمال مربوط بعبادات و چگونگى داورى در معاملات براى كسانى كه در عمل بدانها نيازمندند بر وفق نصوص نقل ميكنند و حداكثر آنچه دربارهء بزرگان ايشان ميتوانيم بگوييم همين است ولى آنها جز باندكى از آنچه ميگويند ، و آن هم در برخى از حالات ، عمل نميكنند و متصف بصفات مزبور نيستند . در صورتى كه بزرگان سلف [ 1 ] ، رضوان الله عليهم [ 2 ] ، و مسلمانان ديندار و پرهيزكار هم از روى تحقيق [ 3 ] باصول و روشهاى شريعت آشنايى داشته و هم بدان اصول متصف بودهاند .
و بنابر اين هر آنكه هم باصول دين و شريعت متصف باشد و هم از روى تحقيق آنها را بداند ، نه نقل ( قول ) ، از ( وارثان ) بشمار خواهد رفت مانند كسانى كه در رسالهء قشيريه [ 4 ] وصف ايشان آمده است .
و هر كه اين دو امر ( يعنى علم شريعت و اتصاف باوصاف و نقل آن ) در وى گرد آيد او عالم و وارث حقيقى است مانند فقيهانى كه در زمرهء تابعان بودند و سلف و پيشوايان چهارگانه ( پيشوايان مالكيان و حنفيان و شافعيان و حنبليان ) و ديگر
هامش
[ 1 - ) ] مقصود از « سلف » و « مذاهب سلف » متقدمان اسلام است ( از اقرب الموارد ) .
[ 2 - ) ] در ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) چنين است و در ( پ ) : « رضى الله عنهم » .
[ 3 - ) ] در ( پ ) چنين است ولى در ( پ ) و ( ا ) و ( ك ) : « تحقق » .
[ 4 - ) ] منظور « الرسالة فى رجال الطريقة » معروف به رسالهء قشيرية تأليف ابو القاسم ابن خرشيد فقيه شافعى نيشابوريست .
رجوع به ج 1 ابن خلكان ص 324 و لغت نامهء دهخدا شود .