كربلا بنبرد برخاسته بود دربارهء فضيلت و حقانيت خويش به آنان استشهاد ميكرد و ميگفت : از جابر بن عبد الله و ابو سعيد الخدرى و انس بن مالك و سهل بن سعد و زيد بن ارقم و امثال ايشان بپرسيد .
و بسبب اينكه از يارى كردن بوى خوددارى كرده بودند آنان را عيبجويى نميكرد و بر ايشان خرده نميگرفت چه ميدانست كه اين روش ايشان متكى بر اجتهاد آنان است چنان كه شيوهء خود او هم معلول اجتهاد او بود .
و همچنين نبايد خواننده اين انديشهء غلط را به خود راه دهد كه خيال كند كشتن حسين بر صواب بوده است از اين رو كه طرف مقابل وى اجتهاد داشته است و به فتواى صحيح مجتهد كشته شده است . چنين قياسى نظير آنست كه قاضى شافعى و مالكى پيرو حنفى را براى نوشيدن نبيذ حد بزند [ 1 ] . بلكه بايد دانست كه موضوع چنين نيست و جنگ با حسين ، ع ، و كشتن وى در نتيجهء اجتهاد صحابهاى كه ياد كرديم نبوده است هر چند ايشان با حسين دربارهء قيام نكردن بر ضد يزيد از روى اجتهاد مخالفت كردهاند و تنها يزيد و همراهان او بجنگ با حسين دست يازيدهاند .
و نيز نبايد تصور كرد كه يزيد هر چند فاسق بوده ولى چون گروهى از صحابهء پيامبر قيام بر ضد ويرا جايز نشمردهاند پس افعال او هم در نزد ايشان صحيح بوده است بلكه بايد دانست كه فقيهان قسمتى از كردههاى خليفهء فاسق را نافذ ميشمرند كه مشروع باشد و يكى از شرايط جنگيدن با كسانى كه بر ضد خلافت قيام ميكنند بعقيدهء ايشان اينست كه با امام عادل باشد و در مسألهاى كه مورد بحث ماست امام عادلى وجود ندارد و بنابر اين جنگيدن حسين با يزيد و هم جنگيدن يزيد با حسين هيچكدام جايز نيست .
بلكه ميتوان گفت اين عمل يزيد يكى از اعمالى است كه فسق او را تأكيد و تأييد مىكند و حسين در اين واقعه شهيد و در نزد خدا مأجور است و عمل او بر حق و از روى اجتهاد است و صحابهاى كه با يزيد بودهاند نيز راه حق و اجتهاد را پيمودهاند . و قاضى ابو بكر بن عربى مالكى در اين باره اشتباه كرده و راه خطا
هامش
[ 1 - ) ] در مذهب حنفى شرب نبيذ حلالست ، چنان كه ابو حنيفه گويد : شرب نبيذ مسكر حلال مطلق است و آن سنتى باشد و تحريم آن بدعتى . از لغت نامهء دهخدا ، ج آ - ابو سعد .