تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
لازمست معنى بيعت را در عرف دريابيم چه بىگمان بايد انسان اين گونه آداب را بداند تا در مواقع لزوم بتواند حقوق سلطان و امام خويش را ادا كند و اعمال او بيهوده و عبث نباشد . و بايد در رفتار خويش با پادشاهان اين گونه رسوم را در نظر گرفت ، و خدا تواناى غالب است [ 1 ] .

فصل سىام در ولايت عهد

در فصول پيش در بارهء امامت و توافق آن با اصول شرع گفتگو كرديم . از اين رو كه مصلحت در آن است و البته حقيقت امامت براى اينست كه امام در مصالح دين و دنياى مردم در نگرد ، چه او ولى و امين آنان است و چون در دوران زندگى خويش مصالح ايشان را مورد توجه قرار ميدهد لازم ميآيد كه پس از مرگ هم به حال ايشان در نگرد و پس از خود كسى را براى ايشان تعيين كند همچنانكه خود او عهده‌دار امور مردم بود ، كسى كه بوى در امر امامت اعتماد و وثوق داشته باشند همچنانكه برأى و نظر وى اعتماد داشتند . و به كار بستن و انعقاد امر ولايت عهد در شرع باجماع [ 2 ] امت معلوم شده است زيرا در عهد ابو بكر ، رض ، براى عمر ولايت عهد در محضر گروهى از صحابه بوقوع پيوست و آنها عهد ابو بكر را به كار بستند و طاعت از عمر را بر خود واجب شمردند . و همچنين است عهد عمر ، رض ، در شورى در نزد شش تن از بقيه ده تن ( عشرهء مبشرة ) [ 3 ] تا خلافت را پس از وى به شخص شايسته‌اى واگذار كنند و براى مسلمانان خليفه‌اى برگزينند . وظيفهء مزبور را يكى به ديگرى واگذار كرد تا سرانجام اين كار بر عهدهء عبد الرحمن بن عوف محول شد و وى اجتهاد و بررسى كامل كرد و با مسلمانان بمناظره و بحث پرداخت و دريافت كه مسلمانان همه بر عثمان و على متفق
هامش
[ 1 - ) ] وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ 42 : 19 . سورهء الشورى ، آيهء 18 . [ 2 - ) ] در لغت بمعنى عزم و اتفاق است و در اصطلاح اتفاق مجتهدان امت محمد ، ص ، در يك عصر بر امرى دينى است ( تعريفات جرجانى ) . [ 3 - ) ] عشرهء مبشرة عبارت بودند از : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، طلحة ، زبير ، سعد بن ابى وقاص ، سعيد بن زيد ، ابو عبيدة بن الجراح و عبد الرحمن بن عوف .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 402 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى