تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
در آمد . چنان كه وضع پادشاهان ايران در مشرق بر اين شيوه بود و آنها تنها از لحاظ تبرك و ميمنت بطاعت و فرمانبرى از خليفه اعتقاد داشتند . ولى امور سلطنت با تمام عناوين و القاب و تشكيلات و خصوصيات آن به خود ايشان اختصاص داشت و خليفه را از آن بهره‌اى نبود . وضع پادشاهان زناتهء مغرب مانند صنهاجه در برابر خلفاى عبيديان ( فاطميان ) و مغراوه و بنى يفرن با خلفاى بنى اميهء اندلس و عبيديان قيروان نيز بر همين منوال بود . پس آشكار شد كه خلافت نخست بدون پادشاهى پديد آمد ، آنگاه معانى و مقاصد آنها به يكديگر مشتبه ميشد و با هم در ميآميخت . سپس هنگامى كه عصبيت پادشاهى از عصبيت خلافت تفكيك شد بسلطنت مطلقه تبديل گرديد . و خدا اندازه گيرندهء شب و روز است [ 1 ] و اوست يگانه قهر كننده [ 2 ] .

فصل بيست و نهم در معنى بيعت [ 3 ] ( عهد و پيمان )

بايد دانست كه بيعت عبارت از پيمان بستن بفرمانبرى و طاعت است بيعت كننده با امير خويش پيمان مىبست كه در امور مربوط به خود و مسلمانان تسليم نظر وى باشد و در هيچ چيز از امور مزبور با او بستيز برنخيزد و تكاليفى را كه بر عهدهء وى ميگذارد و ويرا بانجام دادن آنها مكلف ميسازد اطاعت كند ، خواه آن تكاليف بدلخواه او باشد و خواه مخالف ميلش . و چنين مرسوم بود كه هر گاه با امير بيعت ميكردند و بر آن پيمان مىبستند ، دست خود را به منظور استوارى و تأكيد پيمان در دست امير ميگذاشتند و چون اين شيوه به عمل فروشنده و خريدار شبيه بوده است آن را « بيعت » ناميده‌اند كه مصدر « باع » ( خريد - فروخت ) مىباشد و مصافحه كردن با دستها بيعت شده است ، و مفهوم آن در عرف لغت و تداول شرع همين است .
هامش
[ 1 - ) ] اشاره بآيهء : وَ الله يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ 73 : 20 . سورهء المزمل ، آيهء 20 . [ 2 - ) ] اشاره بآيهء : هُوَ الله الْواحِدُ الْقَهّارُ 39 : 4 . سورهء الزمر ، آيهء 6 . اين آيه در چاپ ( پ ) و « ينى » نيست . [ 3 - ) ] بيعت را بفتح « ب » بايد خواند زيرا بيعت ( بكسر ب ) بمعنى معبد نصارى است ( حاشيهء نصر هورينى ) .