تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
و در حديث بيعت پيامبر ، ع در شب عقبه [ 1 ] و نزديك درخت [ 2 ] ، و هر جا اين لفظ به كار رود مراد همين معنى است و بيعت خلفا و سوگندهاى بيعت نيز از همين معنى است زيرا خلفا طلب ميكردند كه در پيمانها بايد مردم سوگند وفادارى ياد كنند و بطور جامع همهء سوگندها را در اين باره اجرا ميكردند و اين جامعيت سوگندها را سوگندهاى بيعت ناميده‌اند و اغلب اكراه در بيعت‌ها راه مييافت و به همين سبب وقتى مالك ، رض ، فتوى داد كه قسمى كه از روى اكراه است باطل است حكام و واليان مخالفت كردند و آن را قدح در سوگندهاى بيعت يافتند و واقعهء « محنت » [ 3 ] امام ، رض ، روى داد . و اما بيعتى كه درين روزگار مشهور است عبارت از نوعى درودگويى و ستايشگرى است كه نسبت به پادشاهان ساسانى متداول بوده است از قبيل بوسيدن زمين يا دست يا پا يا دامن . و اين نوع ستايشگرى ( ساسانى ) بمجاز بر بيعتى اطلاق شده است كه مخصوص عهد و پيمان بفرمانبرى خليفه است ، زيرا اين خضوع و فروتنى در درودگويى و مراعات آداب و رسوم از لوازم و توابع فرمانبرى است و چنان در معنى بيعت شيوع يافته است كه بمنزلهء يك حقيقت عرفى شده است و جانشين مصافحه يا دست دادن بمردم گرديده است كه اصل و حقيقت بيعت مىباشد . زيرا در مصافحه براى هر كس نوعى تنزل و فروتنى است كه با مقام رياست و محافظت منصب پادشاهى منافات دارد [ 4 ] ولى رسم دست دادن و بيعت سابق هنوز هم در ميان بعضى از پادشاهان و شاهزادگانى كه بر خوى تواضع و فروتنى ميباشند معمولست و با خواص و رعاياى خويش از مشاهير دينداران اين رسم را مجرى ميدارند . پس
هامش
[ 1 - ) ] بيعت عقبة معروفست چنان كه در عقبهء نخستين دوازده كس بيعت كردند و در سال دوم هفتاد كس و حديث آن اينست : لقد شهدت ليلة العقبة و ما احب بدرا بدلها لان هذه البيعة كانت اول الاسلام ( منتهى الارب ) ، و رجوع به فهرست سيرة ابن هشام جلد دوم شود . [ 2 - ) ] اشاره به : إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ 48 : 18 . سورهء فتح ، آيهء 185 و رجوع به حبيب السير شرح حال حضرت رسول ، ص ، شود . [ 3 - ) ] آزمايش عقايد را كه در دورهء خلفاى عباسى در بارهء مخلوق بودن قرآن معمول شده بود « محنة » ميگفتند ، چنان كه امام احمد بن حنبل را عمال خليفه بر حسب فتواى احمد بن ابى دواد سى و هشت تازيانه زدند . همچنين امام مالك پيشواى مالكيان را نيز تازيانه زدند و بازوى وى بشكست . رجوع به خاندان نوبختى تأليف مرحوم اقبال ص 42 - 46 شود . [ 4 - ) ] در ( ا ) چنين است : مگر بندرت بعضى از شاهانى كه قصد تواضع دارند .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 401 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى