تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
هزار دينار و يك ميليون درهم موجود بود . و بهاى املاك او در وادى القرى [ 1 ] و حنين [ 2 ] و ديگر نواحى دويست هزار [ 3 ] دينار بود و شتران و اسبان بسيارى داشت ، و هشت يك يكى از متروكات زبير پس از مرگ او پنجاه هزار دينار بود و او پس از مرگ هزار اسب و هزار كنيز بجاى گذاشت ، و محصول طلحه از عراق در هر روز هزار دينار و از ناحيهء شراة بيش ازين مبلغ بود ، و در اصطبل عبد الرحمن بن عوف هزار اسب و هزار شتر بود و او ده هزار گوسفند داشت و ربع ما ترك او پس از مرگش بالغ بر هشتاد و چهار هزار دينار بود ، و زيد بن ثابت از شمش زر و سيم مقدارى بجاى گذاشت كه آنها را با تبر ميشكستند . و اين علاوه بر اموال و املاكى بود كه بهاى آنها به صد هزار دينار ميرسيد ، و زبير خانه‌اى در بصره و خانه‌هاى ديگرى در مصر و كوفه و اسكندريه براى خود بنيان نهاده بود و همچنين طلحه خانه‌اى در كوفه بنا كرد و خانهء ديگرى در مدينه بنيان نهاد و آن را از گچ و آجر و چوب ساج [ 4 ] بساخت و سعد بن ابى وقاص خانه‌اى براى خود در عقيق [ 5 ] بنا كرد كه سقفى بلند داشت و فضاى پهناورى بدان اختصاص داد و بر فراز ديوارهاى آن كنگره‌ها بساخت . و مقداد خانه‌اى براى خويش در مدينه بساخت كه از درون و بيرون گچ‌كارى شده بود ، و يعلى بن منبه پنجاه هزار دينار و مقدارى زمين و آب و جز اينها بجاى گذاشت و بهاى املاك و ما ترك ديگر او سيصد هزار درهم بود ، و اين بود پايان سخن مسعودى . پس چنان كه ديديم اموال و ثروتى كه قوم عرب بدست آورده بودند چنان كه مىبينيم بر اين منوال بود و آنها را درين شيوه از لحاظ دينى نميتوان سرزنش كرد زيرا ثروت ايشان اموال حلالى بود كه آنها را بعنوان غنيمت و فىء [ 6 ] بدست
هامش
[ 1 - ) ] موضعى است نزديك مدينه كه بقهر فتح شد ( اقرب الموارد ) . [ 2 - ) ] ( بضم ح - فتح ن ) موضعيست ميان طائف و مكه ( منتهى الارب ) . [ 3 - ) ] صد هزار ( پ ) . [ 4 - ) ] نام درخت بسيار عظيمى است كه جز در هند نميرويد ، چوب آن سياه و استوار است و در خاك نمىپوسد ( اقرب الموارد ) . و صاحب غياث آرد : اين چوب را كه از آن كشتى سازند بهندى « سال » گويند و « ساج » معرب آنست . [ 5 - ) ] نام چند موضع است در مدينه و يمامة و تهامة و طائف و نجد و غيره ( منتهى الارب ) . [ 6 - ) ] غنيمت چيزيست كه از جنگجويان در حال جنگ به زور بدست آورند و فىء بنا بگفتهء جرجانى چيزى است كه خداى تعالى به پيروان دينش ميسپارد از اموال كسانى كه با ايشان در دين مخالفند بدون جنگ و قتال يا از راه جلا يا بمصالحه بر جزيه يا جز آن ولى غنيمت اخص از فىء است و فىء در لغت بر سايهء زوال بعد از گشتن آفتاب و هم بر غنيمت و خراج اطلاق مىشود ( تعريفات ) و ( اقرب الموارد ) و ( منتهى الارب ) .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 392 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى