سختى معيشت بودند ، چه آنان در حجاز ميزيستند كه سرزمينى تهى از كشتزارها و وسايل دامپرورى است و از نواحى آباد و مزروعى و غلات و حبوب و ديگر محصولات آن سرزمينها بسبب دورى مسكن و جايگاه محروم بودند . و گذشته از اين مواد و محصولات اين گونه نواحى بقبايلى اختصاص داشت كه نواحى مزبور را در دست داشتند ، مانند ربيعه و قبايل يمن . از اين رو هيچگاه بنعمتها و فراوانى آن سرزمينهاى آباد دست درازى نميكردند . و اغلب انواع كژدمها و خبزدوك [ 1 ] ميخوردند و به خوردن علهز [ 2 ] افتخار ميكردند و آن پشم شتر است كه آن را روى سنگ با خون در ميآميزند و ميپزند . و وضع قريش نيز در خوراك و مسكن نزديك بشيوهء زندگى مضر بود تا اينكه عصبيت عرب در زير لواى دين متحد گرديد ، زيرا خداوند ايشان را به نبوت محمد ، ص ، گرامى داشته بود . از اين رو بسوى كشورهاى ايران و روم لشكر كشيدند و سرزمينهايى را كه خداوند بر حسب وعدهء صدق به آنان ارزانى داشته بود مطالبه كردند و سلطنت را به زور بازستدند و بامور دنياى خود اقدام كردند . در نتيجه درياى پهناورى از رفاه و توانگرى بدست آوردند بحديكه سهم يكتن سواره از غنائم در برخى از غزوات سى هزار زر ( دينار ) يا قريب بدان شده بود و بدين سبب بر ثروتى استيلا يافتند كه حد و حصر نداشت ولى ايشان با همهء اينها همچنان بر همان زندگى خشونت بار بودند چنان كه عمر جامه خود را از پوست حيوانات وصله ميكرد و على ميگفت : اى زرد و سپيد ( زر و سيم ) ديگرى را بفريبيد . و ابو موسى از خوردن مرغ پرهيز ميكرد زيرا خوردن گوشت مرغ در ميان عرب بسبب كميابى آن مرسوم نبود و انواع غربال و پرويزن به كلى در ميان عرب يافت نميشد از اين رو كه آرد گندم را با سبوس ميخوردند ولى در عين حال از لحاظ ثروتى كه بدست آورده بودند توانگرترين افراد جهان بشمار ميرفتند .
مسعودى گويد : در روزگار عثمان صحابهء پيامبر املاك و اموال فراوانى بدست آوردند چنان كه روزى كه خود عثمان كشته شد در نزد خزانهدار او يكصد و پنجاه
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء « خنفساء » است كه جانورى كثيف و بد بو است ، از جعل كوچكتر ، پرواز مىكند و آن را سرگينگردانك نيز گويند ( منتهى الارب ) .
[ 2 - ) ] ( بكسر ع - ه ) كنه كلان و نوعى از خوردنى است كه از خون و پشم در تنگسال سازند ( منتهى الارب ) .