تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
چگونه ميتواند بسر منزل مقصود برسد ؟ و مراد شارع از اينكه مردم را از اعمالى باز ميدارد يا برخى افعال بشر را نكوهش مىكند يا او را به ترك و فرو گذاشتن كارى ميخواند اين نيست كه آنها را به كلى فرو گذارد يا از بن بر اندازد و قوايى را كه از هر يك ناشى مىشود به كلى معطل و بىكاره كند ، بلكه منظور شارع اينست كه به قدر طاقت بشرى اعمال و قواى خودش را در راه مقاصد حق به كار بندد تا آنكه همهء مقاصد يكسره به حق گرايد و وجهه و هدف همگان متحد و هم آهنگ گردد چنان كه پيامبر ، ص ، فرمايد : هر كه بسوى خدا و رسول او روى آورد به خدا و رسول خواهد رسيد و هر كه به دنيا روى آورد آن را خواهد يافت يا اگر بزنى متمايل شود با او زناشويى خواهد كرد . پس هر كس بهر چه روى ميآورد به همان نايل مىشود . شارع قوهء غضب را آنچنان نكوهش نكرده كه به كلى از انسان ريشه كن شود ، چه اگر اين قوه از آدمى زايل گردد آن وقت پيروزى در راه حق را از دست خواهد داد و جهاد در راه دين و اعلاى كلمهء خدا و حق بيهوده و باطل خواهد شد ، بلكه شارع آنگونه غضب را نكوهش مىكند كه دستاويز شيطان گردد و در راه اغراض ناپسند [ 1 ] و نكوهيده به كار رود و پيداست كه اگر غضب در اين گونه مقاصد به كار بسته شود مذموم و ناپسند بشمار خواهد رفت ، ولى اگر همان قوهء غضب در راه خدا و براى خدا باشد آن وقت ستوده و پسنديده خواهد بود چنان كه اين صفت از جملهء خصال پيامبر ، ص ، بوده است . همچنين مقصود از مذمت شهوت اين نيست كه به كلى آن را نابود كنند و باطل سازند چه هر كه به كلى فاقد شهوت شود اين حالت بمنزلهء نقصى در او خواهد بود بلكه مراد شارع به كار بردن شهوت در اموريست كه براى او در شرع مباح است و بر مصالح وى مشتمل مىباشد تا انسان در شمار آن دسته از بندگان خدا در آيد كه رفتار ايشان بر مقتضاى اوامر الهى است . عصبيت را نيز بر همين طريق ميتوان سنجيد و آنجا كه شارع آن را نكوهش كرده و گفته است : « نه پيوندها و نه فرزندانتان هرگز شما را سودى ندهد » [ 2 ] . مقصود هنگامى
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » چنين است : اغراض ناپسند و نكوهيده به كار رود و هر گاه قوهء غضب در راه خدا و براى خدا . . . [ 2 - ) ] لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ 60 : 3 . سورهء الممتحنة ، آيهء 3 .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 388 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى