پس از وى يكسان نيست و در اين باره اختلاف نظر دارند [ 1 ] ، چنان كه گروهى ميگويند امامت پس از على بفرزندان فاطمه ميرسد و بموجب نص يكى پس از ديگرى امام ميشوند ، چنان كه در آينده ياد خواهيم كرد ، و اينان را اماميه مينامند منسوب بعقيده و راى ايشان در بارهء اينكه شرط ايمان معرفت امام و تعيين اوست ، و اين معرفت در نزد آنان از اصول دين بشمار ميرود .
و دستهء ديگر ميگويند امامت بفرزندان فاطمه ميرسد ولى بايد شيوخ و بزرگان ايشان را برگزينند [ 2 ] و به شرط آنكه آن امام برگزيده ايشان عالم و زاهد و بخشنده و شجاع باشد و براى امامت خويش خروج كند و مردم را بدان بخواند و ايشان زيديهاند منسوب به صاحب اين مذهب كه زيد بن على بن حسين سبط [ 3 ] بوده است . و زيد با برادر خود محمد باقر در بارهء شرط خروج امام بمناظره ميپرداخت و باقر او را مجاب ميكرد كه بنابر اين پدرمان زين العابدين امام نميباشد چه او خروج نكرده و در صدد آن هم بر نيامده است و گذشته ازين زيد را در بارهء عقايد معتزله و اينكه آنها را از و اصل بن عطا فرا گرفته است عيبجويى ميكرد و چون اماميه در بارهء شيخين با زيد بمناظره پرداختند و ديدند او بامامت ايشان قائل است و از آنان بيزارى نميجويد ويرا ترك گفتند [ 4 ] و او را از امامان نشمردند و به همين سبب به « رافضى » ناميده شدند .
برخى از شيعيان هم در بارهء امامت پس از على و دو سبط او ( حسن و حسين ) اختلاف كردند و بر آن شدند كه پس از سبطين امامت ببرادر ايشان محمد بن حنفيه و پس از وى بپسرانش ميرسد . و اين گروه را كيسانيه ميگويند منسوب به كيسان [ 5 ] مولاى وى ( محمد بن حنفيه ) . و در ميان فرقههاى مزبور اختلافات بسياريست كه ما از نظر اختصار آنها را فرو گذاشتيم . گروهى از شيعيان را هم غاليان « غلاة » [ 6 ] مينامند كه از حد عقل و ايمان در گذشتهاند ، از اين رو كه بالوهيت آن امامان اعتقاد
هامش
[ 1 - ) ] البته پس از حسن و حسين چه همه فرقههاى شيعه بر جانشينى حسن و پس از وى حسين اتفاق دارند .
[ 2 - ) ] در « ينى » به اختيار و انتخاب شيعه است .
[ 3 - ) ] سبط نوادهء دخترى و حفيد نوادهء پسرى است و منظور اينست كه حضرت حسين ( ع ) نوادهء دخترى پيامبر ، ص ، بوده است .
[ 4 - ) ] « رفضوه » و وجه تسميه « رافضى » از اين فعل است .
[ 5 - ) ] لقب مختار بن ابو عبيد كه فرقهء كيسانيه بوى منسوبست ( اقرب الموارد ) . و رجوع به خاندان نوبختى شود .
[ 6 - ) ] ( بضم غ ) : جمع غالى .