واجبست امام را براى امت تعيين كند امامى معصوم كه از كباير و صغاير مبرا باشد و همانا على ، رض ، آن كسى است كه ، پيامبر ، ص ، ويرا بدين سمت تعيين فرموده است و در اين باره نصوصى نقل ميكنند و آنها را بر مقتضاى مذهب خويش مورد تأويل و توجيه قرار ميدهند كه نقادان عارف اهل سنت و ناقلان شريعت از آنها بىخبرند بلكه بيشتر روايات مزبور در طريق روايت موضوع [ 1 ] يا مطعون [ 2 ] يا دور از تأويلات فاسد [ 3 ] ايشان است و اين نصوص [ 4 ] در نزد آنان به دو گونهء جلى و خفى تقسيم مىشود :
جلى ، مانند حديث « هر كه را مولى بودم ، همانا على مولاى اوست » .
گويند اين ولايت جز در على اطراد نيافته و به همين سبب عمر بوى گفته است : تو مولاى هر مؤمن از زن و مرد گرديدى .
ديگر گفتار پيامبر ، ص ، است كه فرمود : على در قضاوت بر همهء شما برترى دارد . و معنى امامت هم جز قضا و حكم به احكام خدا چيز ديگرى نيست و مراد از صاحبان امر كه طاعت ايشان از جانب خداى تعالى واجب است همين است كه فرمايد : خداى و رسول و صاحبان امر خويش را فرمان بريد [ 5 ] .
و منظور از صاحب امر بودن داورى و قضاوت امور مردم است و به همين سبب در قضيهء امامت در روز سقيفه حكميت و قضاوت فقط بعلى سپرده شد نه به ديگران .
ديگر از نصوص جلى ايشان اين گفتار پيامبر است كه فرمود : كيست كه بروح خود با من بيعت كند و وصى و ولى امر پس از من باشد ؟ و جز على ديگرى با وى چنين بيعتى نكرد .
و اما از جملهء نصوص خفى بعقيدهء ايشان يكى اين است كه پيامبر ، ص ، پس
هامش
[ 1 - ) ] « احاديث موضوع » آنهايى هستند كه كذب و افترا باشند . رجوع به اقرب الموارد شود .
[ 2 - ) ] نوعى احاديث ضعيف را مطعون گويند .
[ 3 - ) ] چنين طرز تعبيرى دور از روش منصفانهء ابن خلدون است و باحتمال قوى ممكنست كلمهء « فاسد » را ديگران افزوده باشند چنان كه در « ينى » چنين است : و همهء اينها در نزد آنان دلايلى است .
[ 4 - ) ] جمع « نص » بمعنى آنچه بجز يك معنى احتمال ندهد يا بقولى آنچه احتمال تأويل بدان راه نيابد ( تعريفات جرجانى ) .
[ 5 - ) ] أَطِيعُوا الله وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ 4 : 59 . سورهء نساء آيهء 62 .