كه دارند رهبرى نمايد و از زيانها و تباهيهايى كه ممكنست دامنگير آنان گردد برهاند و پيداست كه خدا در اين امر مهم كسى را مخاطب ميفرمايد كه واجد شرط يعنى عصبيت نيرومند باشد و هرگز كسى را كه ناتوان و زبون باشد مخاطب قرار نميدهد ، چنان كه مىبينيم امام ابن الخطيب [ 1 ] در بارهء زنان گفته است كه ايشان را در بسيارى از احكام شرعى تابع مردان قرار دادهاند . زنان به وضع [ 2 ] مورد خطاب امرى واقع نشدهاند بلكه ايشان را بقياس مردان در آوردهاند زيرا هيچگاه امرى به آنان محول نشده است ، و مردان بر ايشان سمت كارگزارى و فرمانروايى دارند [ 3 ] .
و بايد گفت مگر در عباداتى كه هر فردى ( از زن و مرد ) آنها را بتن خويش انجام مىدهد .
گذشته از اين عالم واقعيت و وجود گواهى بر اين ادعاست زيرا هيچگاه كسى فرمانرواى ملت يا طايفهاى نميشود مگر آنكه برايشان ( بقدرت و قهر ) غلبه و استيلا يابد . و كمتر ممكنست امر شرعى مخالف امر وجودى باشد و خداى تعالى داناتر است .
فصل بيست و هفتم در مذاهب شيعه در بارهء حكم امامت
بايد دانست كه شيعه [ 4 ] در لغت بمعنى ياران و پيروان است و در عرف فقيهان و متكلمان خلف و سلف بر پيروان و اتباع على و پسران او ، رض ، اطلاق مىشود و در مذهب ايشان همهء فرقهها همرايند كه امامت از مصالح عامهاى نيست كه به نظر امت واگذار شود و عهدهدار آن به تعيين ايشان نيست بلكه اين منصب ركن دين و پايه اسلامست و روا نيست براى پيامبر اغفال از آن و نه تفويض آن به امت ، بلكه بر وى
هامش
[ 1 - ) ] منظور فخر رازى است ( حاشيهء نصر هورينى ) .
[ 2 - ) ] وضع در اصطلاح تخصيص چيزى به چيزى است آنگاه كه چيز اول اطلاق يا احساس گردد ، چيز دوم از آن فهميده شود و مراد به اطلاق به كار بردن لفظ و ارادهء معنى است و احساس آنست كه به كار بردن لفظ اعم است از اينكه در آن ارادهء معنى باشد يا نه . ( از تعريفات جرجانى ) .
[ 3 - ) ] اشاره به : الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ 4 : 34 . آيهء 38 ، سورهء نساء .
[ 4 - ) ] كلمهء مفرديست و جمع آن « شيع » ( بكسر ش - فتح ى ) و « اشياع » است ولى بمعنى تثنيه و جمع هم به كار ميرود ( اقرب الموارد ) .