صفات بتواند آنچه را بوى محول است و بر عهدهء او قرار گرفته همچون حمايت دين و جهاد با دشمن و اقامه و اجراى احكام و تدبير مصالح عموم از روى صحت انجام دهد .
و اما شرط سلامت حواس و اعضا كه نبايد ناقص و از كار افتاده باشند از قبيل ديوانگى و كورى و كرى و گنگى و فقدان هر عضوى كه در عمل مؤثر باشد مانند دستها و پاها و خصيتين ، بدان سبب است كه سلامت همه در تكميل كارها و انجام دادن وظايفى كه بوى محول است تأثير دارد و هر چند فقط در منظر زشت نمايد ، مانند فقدان يكى از اعضاى مزبور ، آنگاه سلامت آن را شرط كمال قرار مىدهيم .
و منع شدن از تصرف را نيز بفقدان اعضا ملحق كردهاند و آن بر دو گونه است : نوعى به صورت شرط وجوب به شرط سلامت ملحق مىشود و آن ممنوعيت و عجز از تصرف بطور كلى است كه بسبب اسارت و مانند آن حاصل مىشود .
و نوع ديگر به شرط مزبور ملحق نميگردد و آن محجوريت است كه بر اثر استيلاى بعضى از اعوانش بر وى روى دهد بىآنكه نافرمانى و عصيان و زيانى پديد آيد . در اين هنگام وضع رفتار آن مستولى را در نظر ميگيرند ، اگر اعمال او بر وفق احكام دين و عدالت و سياست نيكو و پسنديدهاى باشد بقاى او را روا ميدارند و گر نه مسلمانان به كسى كه دست وى از كار ( خلافت ) كوتاه شده يارى مىرسانند و مزاحمت استيلاگر را دفع مىكنند تا خليفه خود بتواند باجراى احكام بپردازد .
و اما نسب از آن سبب است كه صحابه در روز سقيفه [ 1 ] بر آن اجماع كردند و هنگامى كه انصار در آن روز بر آن شدند كه با سعد بن عباده [ 2 ] بيعت كنند و بقريش گفتند اميرى از ما و اميرى از شما ، قريش بگفتار پيغمبر ، ص ، استدلال كردند كه فرموده است : ائمه از قريش است . و هم باينكه ما را وصيت فرموده است كه به نيكوكارتان نيكى كنيم و از بد كارتان در گذريم و اگر امارت در ميان شما مىبود
هامش
[ 1 - ) ] منظور سقيفهء بنى ساعدة است .
[ 2 - ) ] يكى از صحابهء حضرت رسول بوده است .