تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
از صاحب شريعت در حفظ دين و سياست دنيا بوسيلهء دين است اكنون بايد بدانيم كه اين منصب را بنام خلافت و امامت ميخوانند و متصدى آن را خليفه مىگويند . ( و متأخران از هنگامى كه امور خلافت اسلام بپراكندگى گراييد و اختلاف در آن راه يافت و در نتيجهء دورى از درگاه خلافت و فقدان شرايط اين منصب ناچار شدند بهر غلبه يابنده و زور آورى دست بيعت بدهند دارندهء اين مقام را سلطان مينامند ) [ 1 ] و علت ناميدن وى به امام از لحاظ تشبيه كردن منصب مزبور به امام جماعت يا پيش نماز است كه مردم بوى اقتدا ميكنند و پيروى از او را در نماز واجب ميشمرند و به همين سبب منصب مزبور را امامت كبرى مينامند . و سبب ناميدن آن بخلافت از آنست كه صاحب آن منصب در ميان امت جانشين پيامبر مىشود و از اين رو ويرا هم بطور مطلق خليفه و هم خليفة رسول الله ميخوانند و در بارهء ناميدن او به خليفة الله اختلاف نظر است چنان كه برخى بموجب خلافت عامه كه براى آدميان است آن را جايز شمرده و بدين آيات استناد جسته‌اند : « من در زمين خليفه‌اى قرار مىدهم » [ 2 ] و « قرارداد شما را خليفه‌ها در زمين » [ 3 ] ولى جمهور علما آن را منع كرده‌اند زيرا معنى آيه برين مراد دلالت ندارد . زيرا چون ابو بكر را بدين نام خواندند امتناع ورزيد و از به كار بردن آن مردم را نهى كرد و گفت من خليفة الله نيستم بلكه خليفهء رسول خدايم . بعلاوه جانشينى و خلافت از كسى است كه غايب باشد ولى شخص حاضر نياز بخليفه ندارد . و تعيين كردن امام واجب است ، چنان كه وجوب آن در شرع باجماع صحابه و تابعان معلوم شده است زيرا اصحاب پيامبر ، ص ، هنگام وفات وى به بيعت كردن با ابو بكر ، رض ، مبادرت ورزيدند و در امور خويش تسليم نظر وى شدند و همچنين در تمام اعصار پس از وى اين شيوه را مجرى ميداشتند و مردم در هيچ روزگارى به حال هرج و مرج و بيسر و سامانى نماندند و استقرار اين امر در همهء ادوار بمنزلهء اجماعى است كه بر وجوب تعيين امام دلالت دارد . و برخى برآنند كه مستند وجوب آن عقل است و اجماعى كه درين باره روى
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل پرانتز : در « ينى » و چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 2 - ) ] إِنِّي جاعِلٌ في الْأَرْضِ خَلِيفَةً 2 : 30 : سورهء بقرة ، آيهء 28 . [ 3 - ) ] هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ 6 : 165 : سورهء انعام ، آيهء 165 .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 366 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى