تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
ساختى ؟ آيا به علت ناتوانى و عجز يا بسبب خيانتى ؟ عمر گفت : بهيچيك ازين دو علت ترا بر كنار نكردم بلكه ميل نداشتم خردمندى سرشار ترا بر مردم تحميل كنم . و از اينجا چنين نتيجه گرفته‌اند كه حاكم نبايد پر هوش و بسيار زيرك باشد مانند زياد بن ابى سفيان و عمرو بن عاص چه حكومت چنين كسانى به بيراهه روى و جور و بد رفتارى منجر ميگردد و مردم را بامورى كه موافق طبيعت ايشان نيست واميدارند چنان كه در بارهء اين معنى در پايان كتاب نيز گفتگو خواهيم كرد و خدا بهترين مالكان است . و از آنچه ياد كرديم ثابت شد كه زيركى و هوشمندى در خداوندان سياست عيب است زيرا بمنزلهء افراط در انديشه بشمار ميرود ، چنان كه كودنى و كند ذهنى افراط در جمود است و هر دو طرف افراط و تفريط در هر يك از صفات انسانى ناستوده است بلكه صفت پسنديده حد وسط آنها مىباشد ، چنان كه در بخشش با اسراف و بخل و در دلاورى با بيباكى و ترس و همچنين در ديگر صفات انسانى . و به همين سبب مردم بسيار زيرك را بصفات شيطنت و امثال آنها توصيف ميكنند و به آنها شيطان ميگويند . و خدا آنچه را ميخواهد ميآفريند [ 1 ] [ و او داناى تواناست [ 2 ] . ]

فصل بيست و پنجم در معنى امامت و خلافت

چون حقيقت پادشاهى نوعى اجتماع ضرورى براى بشر بشمار مىرود و مقتضاى آن قهر و غلبه است كه از آثار خشم و حيوانيت است از اين رو اغلب پادشاهان از حق و حقيقت منحرف مىشوند و بمردم زير دست خويش در امور دنيوى ستمگرى روا مىدارند ، زيرا بيشتر اوقات آنان را بكارهايى واميدارند كه تاب و توان اجراى آن را ندارند ، كارهايى كه از اغراض شخصى و شهوات آنان سرچشمه مىگيرد و اين تكاليف به نسبت اختلاف مقاصد پادشاهان كه يكى پس از ديگرى بسلطنت ميرسيدند ، متفاوت است و به همين سبب فرمانبرى مردم از فرمانهاى آنان دشوار مىشود و
هامش
[ 1 - ) ] يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ 30 : 54 . سورهء الروم ، آيهء 53 . [ 2 - ) ] در « ينى » نيست .