ارجمند ميشمرند و خدايگان دولت از ايشان نفرت مىكند و بجاى آنان ديگران را كه بيگانهاند به كارهاى خويش ميگمارد و خواهى نخواهى چون زمان برگزيدن ايشان نزديك مىباشد هنوز نميتوانند ارجمندى و شوكت بدست آورند و بر همان صفت بيگانگى و خارجى بودن باقى ميمانند و چنين است وضع دولتها در پايان كار ، و نام دوستان و هواخواهان اغلب بر همان گروه نخستين اطلاق مىشود و اين برگزيدگان تازه كار خدمتگزاران و ياران تلقى ميشوند .
و خدا دوست گروندگان است [ 1 ] [ و او بر همه چيز كارگزار است [ 2 ] . ]
فصل بيست و يكم در اينكه در دولتها گاهى سلطان محجور مىشود و توانايى ضبط كارها را از دست ميدهد
هر گاه سلطنت در ( نصاب معين طبقهء فرمانروا ) و خاندان واحدى از قبيلهاى كه بتشكيل دادن دولت كامياب شده است مستقر گردد و تنها آن خاندان بدين امر اختصاص يابند و ساير خاندانهاى قبيله را از آن دور سازند و آنگاه فرزندان ايشان يكى پس از ديگرى به ولى عهدى نامزد شوند و بپايگاه سلطنت برسند آن وقت چه بسا كه يكى از وزيران و حواشى سلطان بر اوضاع تسلط مىيابد و زمام امور را بتن خويش بدست ميگيرد و علت آن اغلب اينست كه كودك صغير يا ناتوانى از خاندان پادشاهى را بر حسب وصيت پادشاه به ولى عهدى بر ميگزينند يا ديگر اعضاى دودمان سلطنت و دربار آن كودك را نامزد سلطنت ميكنند و چون كودك از حل و عقد امور عاجز است كفيل ( نايب السلطنه ) او كه بر حسب معمول يكى از وزيران و حاشيهنشينان پدر وى يا از موالى يا اعضاى قبيلهء آنان مىباشد ، بجاى كودك زمام امور را بدست ميگيرد و كارهاى او را پوشيده از وى انجام مىدهد چنان كه مردم رفته رفته باستقلال او در امور انس ميگيرند و وى همين وضع را وسيلهء رسيدن بفرمانروايى قرار ميدهد و كودك را از نظر مردم در پشت پرده نهان ميسازد
هامش
[ 1 - ) ] وَ الله وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ 3 : 68 . سورهء آل عمران ، آيهء 61 .
[ 2 - ) ] وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ 6 : 102 . سورهء انعام ، آيهء 102 . آيهء دوم در چاپ ( پ ) و « ينى » نيست .