وضع عصبيت آنان نيرومند مىشود ولى برگزيدن ياران و خاصان پس از رسيدن بكشوردارى بسبب نزديكى زمان چنانست كه بيشتر آن را ميدانند و به ياد دارند و از اين رو همبستگى و هم پيمانى به خوبى از هم نژادى و خويشاوندى متمايز مىباشد و عصبيت آنان نسبت بآنگونه هواخواهان و يارانى كه پيش از دولت برگزيده ميشوند ضعيفتر مىباشد .
و اگر اين معنى را در وضع دولتها و رياستهاى قبايل بسنجيم به خوبى بدان پى ميبريم و مىبينيم هر نمكپروردهاى كه پيش از حصول كشوردارى و رياست برگزيده شده باشد همبستگى و نزديكى او بخدايگانش نيرومندتر و بيشتر است و در پيشگاه وى بمنزلهء فرزندان و برادران و ديگر خويشاوندان نزديكش شمرده مىشود .
ولى كسى كه برگزيدن وى پس از كاميابى خدايگانش بكشوردارى و سلطنت است ، بهيچرو داراى آن نزديكى و همبستگى كه در بارهء نخستين ياد كرديم نميباشد و اين معنى را به چشم مىبينيم . حتى دولتهايى كه در مرحلهء پيرى و پايان دوران سلطنت به بيگانگان روى ميآورند و آنان را به هوى خواهى بر ميگزينند نميتوانند آن ارجمندى و تقربى را كه برگزيدگان نمكپرورده پيش از سلطنت بدست ميآورند بايشان ارزانى دارند ، زيرا از يكسو در اين هنگام زمان انتخاب ايشان نزديك است و از سوى ديگر دولت در شرف انقراض مىباشد و ناگزير موالى و نمكپروردگان وى در مراتب پست و دور از ارجمندى و عزت بسر مىبرند و علت اينكه خدايگان دولت ببرگزيدن ايشان مجبور مىشود و از دوستان و هواخواهان پيشين خود عدول مىكند و باينان روى ميآورد اينست كه دوستان سابقش در خود نسبت بخدايگان دولت شوكت و ارجمندى احساس ميكنند و كمتر سر تعظيم و فروتنى در پيشگاه وى فرود ميآورند و به نظر يك فرد قبيله و عضو خانواده بوى مينگرند ، چه همبستگى ايشان بسلطان در طى قرون متمادى از راه تربيت و پيوستگى به پدران و گذشتگان قوم وى و هم سلك شدن با بزرگان خاندان او استوار مىگردد به همين سبب نسبت بخدايگان دولت گستاخ ميشوند و خود را گرامى و
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٥٤