و هنگامى كه بدينسان پيوند حاصل آيد نهال آن ثمرهء غرور قومى و ياريگرى به يكديگر را نيز ببار خواهد آورد ، چنان كه اين حقيقت را در ميان مردم به چشم مىبينيم و اگر همين معنى را در برگزيدن نمكپروردگان بسنجيم در خواهيم يافت كه ميان برگزيننده و كسى كه به يارى برگزيده مىشود نسبت خاصى از همبستگى پديد مىآيد كه جانشين پيوندهاى نسبى مىشود و نزديكى و پيوند را استوار ميسازد هر چند خويشاوندى در ميان نباشد . بنابر اين نتايج و ثمرات پيوند خويشى در آن موجود است . و هر گاه دوستى و همبستگى ( از راه ولاء ) ميان قبيلهاى با دوستان برگزيدهء ايشان پيش از رسيدن بكشوردارى حاصل آيد به دو علت نهال آن دوستى و وابستگى ريشهدارتر و بارورتر و عقايد يا مايههاى دلبستگىهاى آن درستتر و خويشاوندى آن صريحتر خواهد بود :
نخست آنكه پيش از كشوردارى در ميان ايشان نوعى برابرى و پيروى از يك ديگر پديد ميآيد كه جز بندرت نميتوان خويشاوندى را از هم پيمانى و همسوگندى باز شناخت ، چنان كه موالى و دوستان برگزيده در ميان آنان بمنزلهء اعضاى خاندان و خويشاوندان نزديك ايشان قرار ميگيرند . ليكن اگر قبيلهاى پس از رسيدن بكشوردارى دوستان و هواخواهانى برگزيند وضع كشوردارى و رياست چنان اقتضا مىكند كه آقا از بنده و خويشاوند از مولى و دوستان برگزيده متمايز باشند چه تشكيل دولت ايجاب مىكند كه پايگاهها و مراتب از هم باز شناخته شوند و ميان افراد تمايزات و تفاوتهايى پديد آيد . از اين رو وضع آن گروه به خوبى متمايز مىشود و بمنزلهء بيگانگان بشمار مىآيند و در نتيجه همبستگى و پيوند ميان ايشان سستتر و ياريگرى در اين باره دور تر و اين امور نسبت به برگزيدن پيش از كشوردارى كمتر مىگردد .
علت دوم اينست كه نمكپروردگان و خاصانى كه پيش از نايل آمدن قبيلهاى بكشوردارى و سلطنت انتخاب مىشوند بسبب گذشت زمان دوران آن از خاطر خداوندان دولت دور مىشود و چگونگى آن پيوند و همبستگى نهان ميگردد چنان كه اغلب آن را بمنزلهء هم نژادى و خويشاوندى مىپندارند و از اين رو
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٥٣