تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
و مقصود ما امكان عقلى مطلق نيست زيرا دايرهء آن از همه چيز پهناورتر است چنان كه نميتوان حدى ميان واقعه‌ها فرض كرد ، بلكه منظور ما امكان بر حسب ماده‌ايست كه بهر چيزى اختصاص دارد چه هر گاه اصل و جنس و فصل و مقدار بزرگى و نيروى چيزى را در نظر بگيريم ميتوانيم از اين نسبت در بارهء كيفيات آن قضاوت كنيم و ديگر چيزهايى را كه از دايرهء آن بيرونست ممتنع بشماريم . و بگو اى پروردگار من دانش مرا افزون كن [ 1 ] [ و تويى بخشنده‌ترين بخشندگان ] [ 2 ] و ايزد سبحانه و تعالى داناتر است .

فصل نوزدهم در يارى جستن رئيس دولت ( سلطان ) از موالى و برگزيدگان دست‌پرورده بر ضد خويشاوندان و خداوندان عصبيت خويش

بايد دانست كه رئيس دولت ، همچنانكه ياد كرديم ، بنيروى خويشاوندان و دودمان خويش بفرمانروايى ميرسد چه ايشان جمعيت و پشتيبانان او در وضع كار وى مىباشند و بكمك ايشان كسانى را كه بر ضد دولت وى قيام ميكنند سركوب ميسازد و ايشان را عهده‌دار مشاغل مملكت مىكند و وزارت و امور خراج را به آنان ميسپارد ، چه آنها هنگام پيروزى و غلبه ياريگران و در وقت فرمانروايى همكاران وى بشمار ميروند و در كليهء امور مهم مشاركان وى ميباشند و اين وضع تا هنگامى دوام مىيابد كه ، چنان كه ياد كرديم ، دولت در مرحلهء نخستين است . ولى همين كه شكل يا مرحله دوم دولت فرا رسد و دوران جدايى از خويشاوندان و خودكامگى سلطان پديد آيد و آنان را بسبب سرمستى و غرور ناشى از خودكامگى از دولت براند ، خويشاوندان و بستگان او در زمره برخى از دشمنان وى در خواهند آمد و براى راندن ايشان از پايگاههاى دولتى و ممانعت آنان از مشاركت در دولت به دست‌پروردگان و ياران تازه‌اى بجز عشيره نيازمند خواهد شد تا در مخالفت با خويشاوندان خويش بايشان اتكا كند و در برابر خويشاوندان آنان را
هامش
[ 1 - ) ] وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً 20 : 114 . سورهء طه ، آيهء 113 . [ 2 - ) ] وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِينَ 7 : 151 . سورهء اعراف ، آيهء 151 . در « ينى » نيست .