زر و يك مد [ 1 ] نگينها و مرواريدهاى گوناگون از وى بدست آورده و نزديك به همين ميزان هم از فرشهاى خانهء او تاراج كرده بود ، گذشته از اينكه اموال بسيار ديگرى در خور توانگرى وى ضبط كرده بود .
و در روزگار سلطان الظاهر ابو سعيد برقوق [ كه در مصر بر دولت بنى قلاون استيلا داشت ] [ 2 ] در مصر بودم و او امير محمود خوانسالار [ 3 ] خويش را مورد خشم قرار داده و ثروت ويرا مصادر كرده بود و كسى كه متصدى مصادرهء اموال وى بود به من گفت مبلغ يك ميليون و ششصد هزار دينار زر از وى ضبط شده است و اموال ديگر او از قبيل انواع پارچهها و مركوبها و چارپايان و محصولات املاك و اثاثه نيز به همين تناسب بوده است ] .
پس خواننده بايد در ميزان نيروى دولتها نسبت به يكديگر از اين اسناد پند گيرد و آنچه را نميداند يا هيچگونه نمونهاى از امثال آن در عصر وى يافت نميشود انكار نكند و هنگام روبرو شدن با مسائل امكانپذير تنگ حوصله نباشد . چنان كه بسيارى از خواص هر گاه امثال و نظاير اين اخبار را در بارهء دولتهاى گذشته بشنوند آنها را رد ميكنند . ولى چنين روشى مقرون بصواب نيست زيرا كيفيات عالم وجود و عادات و احوال اجتماع بشرى گوناگون و متفاوتست و هر گاه كسى در اين باره مرحلهء فروتر يا متوسط را درك كند نبايد كليهء مدارك و حواس خويش را بدان متوجه سازد و از مرحلهء بالاتر غافل شود . و ما هر گاه حوادث و معلوماتى را كه در بارهء دولتهاى عباسيان و امويان و عبيديان ميشنويم در نظر گيريم و قسمتهاى صحيح و ترديد ناپذير آنها را با وضع دولتهايى كه هم اكنون آنها را ضعيفتر و كوچكتر مىيابيم بسنجيم ، ميان آنها تفاوتى خواهيم يافت .
و علت اين تفاوت آنست كه دولتهاى مزبور از اساس و بنيان نيرومندى
هامش
[ 1 - ) ] ( بضم م - تشديد د ) پيمانهايست باندازهء دو رطل نزد اهل عراق و يك رطل و ثلث رطل در نزد اهل حجاز يا مقدار پرى دو دست مرد ميانه چون هر دو دست را پر كند و در شام پيمانهايست معادل پانزده ملوك و هر ملوك يك صاع و نيم است ( منتهى الارب ) و ( اقرب الموارد ) . و دسلان « مد » را به كلمهءBoisseauترجمه كرده كه پيمانهايست معادل دوازده و نيم ليتر .
[ 2 - ) ] از « ينى »
[ 3 - ) ] ترجمهء كلمهء « استاذ الدار » است مركب از « استاذ » فارسى و « دار » عربى كه تركان آن را بمعنى ناظر خرج ادارهء سلطنتى و خوانسالار به كار ميبردهاند .