تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
الماس و عقيق ( چشم گربه ) [ 1 ] : سيصد تكهء بزرگ ، نگين‌هاى گوناگون : دو رطل . مرواريد گرد از يك مثقال تا وزن يك حبه [ 2 ] : هزار و صد و پنجاه دانه ، زر مسكوك : يك ميليون و چهار صد هزار دينار ، حوضى پر از زر ، كيسه‌هائى پر از زر كه از ميان دو ديوار آنها را بيرون آورده‌اند و شمارهء آنها معلوم نيست ، دو ميليون و هفتاد و يك هزار درهم ، زيورهاى زرگرى شده چهار قنطار [ 3 ] ، و ديگر وسايل و اثاثى كه در خور يك چنين توانگريست ، مانند پارچه‌ها و كالاها و انواع مركوبهاى سوارى و بارى و محصولات املاك و گله‌هاى حيوانات و بندگان و كنيزكان و آب و زمين . و پس از دولت ترك مصر ميتوان دولت بنى مرين را در مغرب اقصى ( مراكش ) از اين نظر نام برد . و من بر دفترى كه در خزانهء پادشاهان اين دودمان بوده دست يافتم كه به خط خدايگان اموال ( وزير دارايى ) ايشان حسون بن بواق است [ 4 ] و نشان ميدهد كه ما ترك سلطان ابو سعيد در بيت المال ( خزانه ) وى هفتصد و اندى قنطار دينار زر بوده است و در خور همين مبلغ ديگر وسايل و اثاث و املاك و غيره داشته است و پسر وى سلطان ابو الحسن پس از پدر ثروت بيشترى بر آن افزوده است . و هنگامى كه بر تلمسان مستولى شد در گنجينه‌هاى سلطان آن ابو تاشفين ، از ملوك بنى عبد الواد ، سيصد و اندى قنطار زر يافت كه قسمتى از آنها مسكوك و قسمتى نامسكوك بوده است و علاوه بر اندوخته‌هاى مزبور به همان تناسب ثروتهاى ديگرى نيز از وى بچنگ آورد . و اما دودمان موحدان ( حفصيه ) افريقيه ، من روزگار سلطان ابو بكر نهمين پادشاه ايشان را دريافتم كه وى سردار و اتابك سپاهيان خويش محمد بن حكيم را مورد خشم قرار داده و اموال او را مصادره كرده بود و از آن جمله چهل قنطار دينار
هامش
[ 1 - ) ] چشم گربه ، و آن جوهريست قيمتى كه به چشم گربه شباهت دارد و آن را « عين الهر » گويند . [ 2 - ) ] مقياسى كه در نزد بعضى معادل يك جو بوده است ( غياث اللغات ) . در « ينى » تا يك درهم است . [ 3 - ) ] بكسر « ق » : وزنه‌اى معادل چهل اوقيه زر يا هزار و دويست دينار يا هزار و دويست اوقيه و بقولى هفتاد هزار دينار و بقولى هشتاد هزار دينار است و برخى آن را برابر صد رطل از زر يا سيم يا هزار دينار دانسته‌اند و بعضى هم گفته‌اند هر قنطار باندازهء پوست گاوى پر از زر يا سيم است . در شام قنطار معادل صد رطل است . در زبان فرانسه آن راquintolمينامند و در اوزان قديم معادل پنجاه و در جديد برابر صد كيلوگرم است ( اقرب الموارد ) و ديكسيونر فرانسه . [ 4 - ) ] به خط خدايگان اموال سلطان ابو سعيد است . ( ينى )