تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
( هشتمين پادشاه بنى اميه كه عنوان خلافت به خود گرفت ) [ 1 ] در خزاين و گنجينه‌هاى خويش پنج هزار ميليون دينار [ 2 ] بجاى گذاشت كه همهء آنها بقنطار پانصد هزار قنطار بود و در بعض تواريخ ديدم كه در روزگار هارون ميزان محمولات به بيت المال در هر سال هفت هزار و پانصد قنطار دينار طلا بوده است . [ و [ 3 ] اما دولت عبيديان ، من در تاريخ ابن خلكان آنجا كه در بارهء افضل بن - امير الجيوش بدر جمالى [ 4 ] سردارى كه زمام امور فرمانروايى را از خلفاى فاطمى مصر باز گرفته و به خود اختصاص داده بود ، خواندم كه هنگامى كه وى كشته شده است در خزانهء او ششصد ميليون دينار و دويست و پنجاه اردب [ 5 ] درهم و ذخايرى در خور مبالغ مزبور بوده است از قبيل انواع نگينها و مرواريدها و پارچه‌ها و كالاها و همچنين اسبها و چارپايان بارى و سوارى ( بسيارى از وى بجاى مانده است . ) در بارهء دولتهاى نو بنيادى كه ما آنها را ديده‌ايم ميتوان گفت بزرگترين آنها دولت ترك در مصر است كه در روزگار الناصر محمد بن قلاون بمرحلهء عظمت رسيده بود و آن دورانى بود كه در آغاز دولت وى دو تن از بزرگزادگان ، بيبرس و سلار ، بر الناصر غلبه يافتند و سپس بيبرس سلار را كنار زد و خود بر مسند فرمانروايى وى نشست و او را جانشين و معاون خود قرار داد و هنگامى كه الناصر كشور را از زير قدرت بيبرس بيرون آورد و پس از چندى جانشين وى سلار را نيز منكوب كرد و ذخيره‌هاى ويرا يكسره بچنگ آورد ، من بر دفتر آمار اندوخته و ثروت وى آگاهى يافتم و اين فهرست را از آن نقل كردم : ياقوت بهرمان [ 6 ] و بلخش [ 7 ] : چهار رطل و نيم ، زمرد : نوزده رطل ، نگين‌هاى
هامش
[ 1 - ) ] از دسلان . [ 2 - ) ] دسلان در متن ترجمهء خود پنج ميليون دينار آورده است و پنج هزار ميليون دينار را در حاشيه بنقل از طبع بولاق و نسخه‌اى خطى ياد كرده است . [ 3 - ) ] قسمت داخل كروشه در نسخ ( ا ) و ( ب ) و ( ك ) نيست و از نسخهء ( پ ) كه قريب دو صفحه است ترجمه شد . [ 4 - ) ] در متن چنين است : الافضل امير الجيوش بن بدر الجمالى . [ 5 - ) ] اردب پيمانهء بزرگى در مصر است معادل 24 صاع و هر صاع 8 رطل عراقيست . دسلان اردب راBoisseauترجمه كرده كه پيمانه‌اى معادل 5 / 12 ليتر است و هم « مد » را در جاى ديگر نيز به همين كلمه ترجمه كرده است در صورتى كه ميان « اردب » و « مد » تفاوت بسيار است . [ 6 - ) ] نوعى ياقوت سرخ است كه آن را « بهرامن » نيز گويند ( از برهان ) در چاپهاى مصر و بيروت : برهمانى است و دسلان « هندى » نوشته است . و صورت متن از « ينى » است . [ 7 - ) ] اين كلمه نيز ظاهرا محرف « بدخشى » است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 345 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى