ديار ثمود كه سنگهاى خارا را تراشيده و در درون آنها خانههاى كوچكى ساختهاند و اين خانهها داراى درهاى تنگ مىباشد و پيامبر ، ص ، اشاره كرده است كه اين مساكن ديار ايشان است و مردم را از استعمال آبهاى ايشان نهى كرد و آن آبها و چيزهايى را كه با آنها خمير گرديده فرو ريخت و فرمود بمساكن كسانى كه بر خويش ستم كردهاند داخل مشويد مگر آنكه گريان باشيد كه مبادا آنچه بايشان رسيده بشما هم برسد .
همچنين سرزمين عاد و مصر و شام و ديگر نقاط زمين در خاور و باختر ( گواه برين امر است ) ، و حقيقت همانست كه ما بيان كرديم .
ديگر از آثار و يادگارهاى دولتها چگونگى عروسيها و مهمانيهاى ايشان است چنان كه در بارهء جشن عروسى پوران و اطعام حجاج و ابن ذو النون ياد كرديم و همهء آنها گذشت .
آثار و يادگارهاى ديگر دولتها بخششهاى آنهاست كه به نسبت نيرومندى دولتها مىباشد . و اين حقيقت در آنها نمودار است هر چند دولت ايشان مشرف بر فرسودگى و پيرى باشد ، چه همتهاى زمامداران دولتها به نسبت نيروى كشور و غلبه يافتن ايشان بر مردم است و اين همتها همواره تا انقراض دولتها همراه ايشان است .
و اين امر را مىتوان در بارهء بخششهاى ابن ذى يزن به هيأت نمايندگان قريش سنجيد كه چگونه از رطلهاى زر و سيم و بندگان و كنيزكان ده ده به آنان بخشيد و از انبانهاى عنبر به هر كدام يكى اعطا كرد و ده برابر همين بخشش به عبد المطلب ارزانى داشت و همانا كشور وى در آن روزگار بويژه قرارهء [ 1 ] يمن در زير تسلط و نفوذ ايران بود و تنها همت خودش محرك وى در اين بذل و بخشش بوده است چه قوم وى تبابعه روزگارى داراى سلطنت در آن سرزمين و چيرگى بر ملتهايى در عراق عرب و عجم و هند و مغرب بودهاند .
قبايل صنهاجه در افريقيه نيز هر گاه به هيأت نمايندگى امراى زناته بار
هامش
[ 1 - ) ] نام قبيلهاى است در يمن . ( منتهى الارب ) .