كارگران و فزونى همدستان و قدرتها انجام مىيافته است و اين همه هيكلها ( معابد ) و كاخهاى مستحكم و با شكوه از اين راه بنيان نهاده شده است و آنچه عامه توهم مىكنند كه سبب بنيان گذارى چنين يادگارها اين است كه پيشينيان از لحاظ درازى قد و ضخامت تن از ما تنومندتر بودهاند درست نيست و نبايد اين پندار باطل را پذيرفت ، چه ميان افراد بشر امروز و گذشته در اين باره چندان تفاوتى نيست ، چنان كه در هياكل ( معابد ) و آثار باستانى مىيابيم . ولى افسانهسازان بدين امر بسيار شيفته مىباشند و در آن ، راه مبالغه و گزافهگويى را پيمودهاند . و در اين خصوص اخبارى كه دروغ بودن آنها محرز است در بارهء عاد و ثمود و عمالقه نوشتهاند و شگفتآورترين آنها افسانهاى است كه در بارهء عوج بن عناق [ 1 ] مردى از عمالقه [ 2 ] كه بنى اسرائيل در شام با آنان جنگيده حكايت كرده و پنداشتهاند كه عوج آنچنان دراز قد بوده كه ماهى را با دست خويش از دريا بر ميداشته و آن را در برابر خورشيد بريان مىكرده است . و بدينسان گذشته از نادانى آنان باحوال بشر جهل خود را به وضع ستارگان نيز آشكار ساختهاند .
چه معتقداند كه خورشيد داراى حرارت است و هر چه بدان نزديكتر شوند حرارتى فزونتر و شديدتر مىيابند و نميدانند كه گرما همان روشنايى خورشيد است و روشنايى خورشيد در نزديكى زمين بيشتر است زيرا اشعهء آن در سطح زمين بسبب روبرو شدن با انوار منعكس مىشود و در نتيجه گرما به علت اين انعكاس در اينجا دو چندان ميگردد و هر گاه نور از حدودى كه اشعهء منعكس شده در آن پراكنده است تجاوز كند ، در آنجا گرما وجود نخواهد داشت بلكه در آن نقاط ( فضا ) يعنى جايگاه جريان ابرها ، سرما خواهد بود و خورشيد به خودى خود نه گرم است و نه سرد ، بلكه جسم بسيط نور دهندهايست كه از موادى تركيب نيافته است [ 3 ] .
و همچنين عوج بن عناق بر حسب گفتهء مورخان از عمالقه يا كنعانيانى بوده كه شكستخوردهء بنى اسرائيل هنگام فتح شام بشمار مىرفتند و طول قد و ميزان
هامش
[ 1 - ) ] ابن عناق ( بكسر ع ) همان است كه صاحب قاموس در باب جيم « عوج بن عوق » روايت كرده و در ميان عامه مردم معروف به « عوج بن عنق » است ( نصر هوريتى ، حاشيهء كتاب ) .
[ 2 - ) ] كنعانيان . « ينى » .
[ 3 - ) ] بر حسب عقيدهء متقدمان در بارهء خورشيد كه آن را كرهء مذابى نميدانستند .