سنجيده مىشود ، زيرا اين گونه يادگارها جز در پرتو فزونى كارگران و گرد آمدن نيروهاى فراوان و همدستى جماعتهاى بزرگ از راه تعاون و همكارى پايان نمىيابد .
چنان كه هر گاه دولتى عظيم و پهناور باشد و در ممالك و رعاياى بسيار نفوذ يابد ، داراى كارگران بىشمار و بيحد و حصر خواهد بود و چنين نيرويى عظيم هر گاه از كرانهها و اقطار دولت برانگيخته شوند و دست به كار شوند ، خواهد توانست به بنيان نهادن بزرگترين معابد دست يازد و آن را بپايان رساند . آيا كاخهاى قوم عاد و ثمود و آنچه را قرآن در بارهء آن حكايت كرده نمىبينى [ 1 ] ؟ و هم بايد ايوان كسرى را به چشم ديد و ميزان توانايى و نيرومندى را كه ايرانيان در آن به كار بردهاند دريافت چنان كه رشيد آهنگ انهدام و ويرانى آن كرد پس شاق آمد بر او و بدان شروع كرد ولى از آن عاجز آمد و داستان مشورت وى با يحيى بن خالد در اين باره معروف است . پس بايد ديد چگونه يك دولت بر بنيان نهادن بنايى قدرت مىيابد كه دولت ديگر از ويران ساختن آن عاجز مىگردد با دورى و مسافتى كه ميان ويران ساختن و بنيان نهادن از لحاظ سهولت وجود دارد و از اين امر به فرق ميان دو دولت مىتوان پى برد و نيز بلاط الوليد ( مسجدى است ) در دمشق و مسجد جامع امويان در قرطبه و پلى كه بر روى رودخانه آن شهر نهادهاند پايدار است . همچنين بناى كمانهها يا طاقها براى بردن آب به كارتاژ در كاريزى كه بر آنها سوار است هنوز باقى است .
و آثار شرشال [ 2 ] در مغرب و اهرام مصر و بسيارى از آثار و يادگارهاى مشابه آنها را كه به چشم مىبينيم بايد بدقت بررسى كنيم ، همهء اينها نشان مىدهد كه چگونه دولتها از لحاظ نيرومندى و ناتوانى با يك ديگر تفاوت داشتهاند .
و بايد دانست كه اين گونه اعمال گذشتگان بوسيلهء « چرخ » [ 3 ] و اجتماع
هامش
[ 1 - ) ] اشاره به آيهء 128 و 129 و 141 و 146 و 149 سورهء الشعراء
[ 2 - ) ] شرشال يا « شرشل » شهرى است در الجزيره داراى آثار باستانى .
[ 3 - ) ] ترجمهء كلمهء « هندام » است كه صاحب اقرب الموارد آن را معرب اندام فارسى مىداند كه در تازى مصدرى ( هندمه ) از آن بمعنى ظريف كردن و استوار ساختن و اتقان چيزى و جز اينها ساختهاند ولى دسلان كلمه را بمعنى ماشين به كار برده و ما كلمهء چرخ را برگزيديم . پهلوى كلمه نيز هندام است كه ممكن است عربها عين پهلوى آن را گرفته باشند و در فارسى درى بمعانى : كار آراسته بنظام و با اصول و زيبا و زيبايى و ادب و آداب و قاعده و روش نيز آمده است . رجوع به يادداشتهاى آقاى پور داود و حاشيهء برهان قاطع مصحح آقاى دكتر معين شود .