بر خواص و نديمان خويش در محفلها و مجالس عيش تلف مىكند و ياران و همراهان بد و نابكارى بر ميگزيند كه ظاهرى چون « گور كافر » و باطنى آكنده از خبث و تباهى دارند [ 1 ] و كارهاى بزرگ و مهمى را كه از عهدهء انجام دادن آنها بر نميآيند بايشان ميسپارد كسانى كه به آنچه انجام مىدهند و فرو مىگذارند آشنايى ندارند ( يا از نتايج امر و نهى و حل و عقد امور آگاه نيستند ) در حالى كه نسبت به بزرگان و عناصر شايستهء قوم خويش و هواخواهان خدمتگزار پيشينيان بدى روا مىدارد چنان كه كينهء او را در دل ميگيرند و يارى و همراهى خود را بوى دريغ ميدارند و هم بسبب خرج كردن مستمريهاى سپاهيان در راه شهوترانيهاى خويش وضع سپاه و لشكر او رو بتباهى مىرود ، چه بتن خويش به كار ايشان عنايت نميكند و خويش را از آنان پنهان ميدارد و بپرسش احوال و سر و سامان دادن كارهاى ايشان نميپردازد و در نتيجه اساسى را كه پيشينيان وى بنيان نهاده بودند واژگون ميسازد و كليهء پايه گذاريها و كاخهاى عظمت ايشان را ويران و منهدم مىكند . در اين مرحله طبيعت فرسودگى و پيرى بدولت راه مييابد و بيمارى مزمنى كه كمتر ميتواند خود را از آن برهاند و با آن وضع درمان ناپذير مىشود بر آن استيلا مىيابد تا آنكه سرانجام منقرض ميگردد چنان كه در ضمن كيفياتى كه ياد خواهيم كرد علل آن را يادآور خواهيم شد ، و خدا بهترين وارثان است .
فصل هجدهم در اينكه كليهء يادگارها و آثار دولت به نسبت نيرومندى دولت در اساس و اصل آن است
از اين رو كه آثار و بناها در پرتو نيرويى ايجاد مىشود كه دولت در آغاز پايهگذارى داشته و هر يادگار و اثرى كه بجاى مىماند به نسبت آن نيرو است .
از آن جمله بناها و معابد عظيم هر دولتى به نسبت نيروى آن در آغاز و اساس تشكيل
هامش
[ 1 - ) ] ترجمهء : خضراء الدمن است كه در لغت بمعنى سبزههاى روييده در ميان سرگين و پليديها است و كنايه از زن زيبارويى است كه بىحاصل و بد نژاد باشد و در حديث آمده است : اياكم و خضراء الدمن . رجوع به منتهى الارب شود .