و بدست آوردن نتايج و ثمرات پادشاهى است . نتايجى كه طبايع بشر بدانها دلبسته و آرزومند است مانند كسب ثروت و بيادگار گذاشتن آثار جاويد و نام آورى و شهرتطلبى . از اين رو تمام هم خود را مصروف امور خراج ستانى و موازنهء دخل و خرج و محاسبهء هزينهها ( و مستمريها ) و ميانه روى در آنها مىكند و به بر آوردن بناهاى زيبا و كاخها و دژهاى عظيم و شهرها و آبادانيهاى پهناور و معابد بلند همت ميگمارد و به هيئتهاى نمايندگى از اشراف ملتها و بزرگان و سرآمدان قبايل بار ميدهد و به پراكندن احسان در ميان اهل خويش مىپردازد . گذشته از اينكه به رفاه حال حاشيهنشينان و دستپروردگان خويش از لحاظ مال و جاه در مىنگرد و به سان دادن سپاهيان خويش و پرداختن حقوق و ارزاق ايشان در هر ماه از روى انصاف عنايت مىكند چنان كه آثار آن در وضع لباس و سلاح [ 1 ] و نشانها و ديگر تزيينات و رسوم لشكريان در روز آرايش و سان نمودار مىگردد . آن وقت دولتهاى دوست وى بدان مباهات ميكنند و دولتهاى جنگجو و دشمن بيمناك و هراسان ميشوند .
و اين مرحله آخرين مراحل استبداد و خودكامگى خداوندان دولت است . زيرا خدايگان دولتها در همهء اين مراحل مستقل براى خويش هستند و ارجمندى خويش را آشكار مىسازند و راهها را براى آيندگان خويش هموار مىكنند .
مرحلهء چهارم دوران خرسندى و مسالمتجويى است و رئيس دولت در اين مرحله به آنچه گذشتگان وى پايه گذارى كردهاند قانع مىشود و با پادشاهان همانند خويش راه مسالمتجويى پيش ميگيرد و در آداب و رسوم و شيوهء سلطنت بتقليد از پيشينيان خويش ميپردازد و كليهء اعمال ايشان را گام بگام دنبال مىكند و پيروى از آنان را ببهترين طرق وجههء همت خود قرار ميدهد و عقيدهمند مىشود كه اگر از تقليد آنان گامى فراتر نهد مايهء تباهى كار او مىشود و بفرمانروايى او خلل راه مىيابد چه آنان را در بنيان گذارى كاخ سرورى و بزرگى بيناتر ميداند .
مرحلهء پنجم دوران اسراف و تبذير است و رئيس دولت در اين مرحله آنچه را كه پيشينيان او گرد آوردهاند در راه شهوترانيها و لذايذ نفسانى و بذل و بخشش
هامش
[ 1 - ) ] نسخهء ( ب ) شكتهم ( بضم ش - فتح ك مشدد ) يعنى سلاح ايشان . نسخهء ( ك ) و ( ا ) شكبهم ( بضم ش ) بمعنى عطا و جايزه و در اينجا ضبط نسخهء ( ب ) مناسبتر است .