بطبيعت تابع مزاج عادت و كيفيتى است كه در آن بسر مىبرند و حالات و مراحل دولت بر حسب معمول از پنج مرحله بيرون نيست : مرحلهء نخستين دوران پيروزى به هدف و طلب و چيرگى بر مدافع و مخالف و استيلا يافتن بر كشور و گرفتن آن از دست دولت پيشين است . در اين مرحله خدايگان دولت در بدست آوردن مجد و سرورى و خراج ستانى و دفاع از سرزمين و نگهبانى و حمايت از آن پيشوا و مقتداى قوم خويش مىباشد و بهيچرو در برابر ايشان يكه تاز و ( فرمانرواى مطلق ) نيست زيرا اين امر بر مقتضاى عصبيتى است كه بوسيلهء آن پيروزى و غلبه روى داده و عصبيت مزبور در اين مرحله هنوز در ميان آنان پايدار و مستقر است .
مرحله دوم : دوران خودكامگى ( حكومت مطلق ) و تسلط يافتن بر قبيلهء خويش و مهار كردن آنان از دست درازى به مشاركت و مساهمت در امر كشوردارى است . و خدايگان دولت در اين مرحله به برگزيدن رجال و گرفتن موالى و دستپروردگان همت مىگمارد و بر عده اين گروه مىافزايد تا ميدان را بر اهل عصبيت و عشيرهء خويش ، آنان كه در نسب وى هم سهم و در بهرهبردارى از ملك ، شريك و انباز وى مىباشند تنگ كند از اين رو آنان را از عهدهدارى امور ميراند و از دخول در آستانه اين امر منع مىكند و سر جاى خود مىنشاند تا زمام فرمانروايى باستقلال در كف او قرار گيرد و حاكميت در خاندان او پايدار شود و خودكامگى ( فرمانروايى مطلق ) بوى منحصر گردد از اين رو بنيان گذار اين مرحله دولت به علت مدافعه و زد و خورد با حريفان خويش همان رنجها و مشقتهايى را كه پايه گذاران مرحلهء نخستين در بدست آوردن كشور ميبردند تحمل مىكند ، بلكه كار او دشوارتر و پر رنجتر است زيرا پايهگذاران نخستين با بيگانگان به كشمكش و زد و خورد ميپرداختند و ياران و پشتيبانان ايشان در اين پيكار كليهء افراد عصبيت ايشان بود ولى خدايگان دولت در اين مرحله با نزديكان خويش بستيزهجويى برمىخيزد و آنان را مىراند و هيچكس او را در اين نبرد يارى نمىدهد جز گروه اندكى از دوران ( يا بيگانگان ) از اين رو به كار دشوارى دست مىيازد .
مرحلهء سوم دوران آسودگى و آرامش خدايگان دولت براى برخوردارى
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٣٤