تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
و اين معنى را ميتوان بر وضعى كه در دولت عرب روى داد تطبيق كرد . شمارهء تازيان چنان كه گفتيم در روزگار نبوت و خلافت در حدود صد و پنجاه هزار تن از قبايل مضر و قحطان [ 1 ] بود و چون ناز و نعمت در دولت به حد كمال رسيد و بسبب افزايش نعمت رشد و نمو جمعيت آنان فزونى يافت و خلفا گروهى بسيار از موالى و آزادشدگان و نمك‌پروردگان را برگزيدند شماره مزبور چندين برابر شد ، چنان كه گويند معتصم عموريه [ 2 ] را كه گشود نهصد هزار تن در نبرد با آنان بجنگ برد و اگر شمارهء سپاهيان عباسيان را در مرزهاى دور و نزديك شرق و غرب در نظر آوريم و آنان را بلشكريانى كه نگهبان پايتخت كشور بودند و بگروه موالى و آزادشدگان بيفزاييم دور نيست چنين عددى درست باشد . مسعودى گويد : در روزگار مأمون براى انفاق به خاندان عباس بن عبد المطلب آنان را شمردند و آنان از زن و مرد سى هزار تن بودند . بنابر اين ميزان افزايش اين عدد را در مدتى كمتر از دويست سال بايد در نظر گرفت و دانست كه سبب آن آسايش و ناز و نعمتى است كه براى دولت حاصل آمده و نسلهاى ايشان در آن پرورش يافته‌اند و گر نه شماره عرب در آغاز فتح بدين عدد نرسيده بود و بلكه نزديك بدان هم نبود . و ايزد آفريدگار دانا است [ 3 ] .

فصل هفدهم در مرحله‌هاى دولت و اينكه چگونه احوال آن و اخلاق خداوندان دولت بر حسب اختلاف مرحله‌هاى مزبور تغيير مىپذيرد [ 4 ]

بايد دانست كه دولت به اطوار و مرحله‌هاى مختلف و حالات نو بنو انتقال مىيابد و زمامداران آن در هر يك از مرحله‌ها خويهايى اكتساب مىكنند كه متناسب با آداب و رسوم همان مرحله است كه در مرحله ديگر همانند آن نيست . زيرا خوى
هامش
[ 1 - ) ] ( بفتح ق ) قحطان بن عابر ، جد عرب يمن ( اقرب الموارد ) . [ 2 - ) ]Ammouriyaشهرى در گالاسىLGalatiاست كه مسلمانان آن را در سال 223 ه ( 838 م ) فتح كردند . [ 3 - ) ] اشاره به آيهء 86 س : الحجر : إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلّاقُ الْعَلِيمُ 15 : 86 و آيهء 86 س : يس : وَ هُوَ الْخَلّاقُ الْعَلِيمُ 36 : 81 . [ 4 - ) ] عنوان فصل در « ينى » چنين است : در مرحله‌هاى دولت و اختلاف احوال ( عادات ) و بداوت مردم آن نسبت به اختلاف مرحله‌هاى مزبور .