تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و تركان مماليك [ 1 ] در مصر و تاتار در عراق عرب و عراق ايران منتقل گرديد . و كيفيت تمدن يك دولت به نسبت عظمت و پهناورى آن مىباشد ، زيرا امور تمدن از توابع آسايش و خوشگذرانى است و آسايش و خوشگذرانى از توابع ثروت و نعمت است و ثروت و نعمت از توابع كشوردارى و ميزان استيلا و تسلط اهل دولت بر آنست و همهء اينها به نسبت ( عظمت يا خردى ) كشور است . پس اين گونه مطالب را بايد در نظر گرفت و نيك آنها را دريافت و در آنها انديشيد . آن وقت تطبيق آنها را در اجتماع و تمدن درست خواهيم يافت و خداست وارث زمين و كسى كه بر آنست و او بهترين وارثانست [ 2 ] .

فصل شانزدهم در اينكه ناز و نعمت در آغاز نيرويى بر نيروى دولت مىافزايد

زيرا هر گاه قبايل و طوايف بكشوردارى و ناز و نعمت برسند در ميان آنان توالد و تناسل و خاندانها و خويشاوندى فزونى مىيابد و در نتيجه بر تعداد افراد قبيله‌ها افزوده مىشود و يكايك اولاد و اعمام دودمان سلطنت موالى و پرورش يافتگانى برمىگزينند و نسلهاى آنان در آن محيط پر ناز و نعمت و آسايش پرورش مىيابند و بسبب زندگى در چنان محيطى عدهء كثيرى بر جمعيت دولت افزوده مىشود و نيرويى ديگر بدان مىپيوندد . ليكن اگر نسل نخستين و دوم در گذرند و دولت را فرسودگى و پيرى فرو گيرد اين موالى و پرورش يافتگان نخواهند توانست در پايه گذارى و استحكام دولت باستقلال اقدام كنند ، زيرا از ( خصايص ) فرمانروايى در آنان چيزى يافت نمىشود . آنها خود بر اهل دولت تحميل بوده و همچون كسانى بشمار ميرفته‌اند كه در تحت تكفل دولتيان باشند و بنابرين هر گاه اصل بر انداخته شود فرع نميتواند باستقلال رسوخ كند ، پس فرع هم از ميان ميرود و پراكنده مىشود و دولت بر نيروى نخستين باقى نميماند .
هامش
[ 1 - ) ] مماليك بحرى سلسله‌اى از غلامان ترك و چركس بودند كه از 684 تا 792 ه ( مطابق 1350 تا 1390 ميلادى ) دو مصر حكومت ميكردند . رجوع به طبقات سلاطين اسلام ص 70 شود . [ 2 - ) ] و هو خير الوارثين در « ينى » نيست .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 332 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى