تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
وصف باده اين فرشها را ديده است : « گويى حبابهاى خرد و بزرگ آن باده ، سنگريزه‌هاى مرواريدى است كه بر زمينى از زر ريخته باشند » [ 1 ] . و براى شب مهمانى عروسى « وليمه » بوسيلهء صد و چهل استر در مدت يك سال كامل هر روز سه بار هيزم به آشپزخانه حمل مىكرده‌اند و اين هيزمها در آن شب [ 2 ] تمام شد [ 3 ] و بر روى شاخه‌هاى نخل روغن مىريختند و به ناخدايان اشاره شد كه كشتيها را براى گذشتن خواص مردم از دجلهء بغداد تا كاخهاى پادشاه جهت شركت در وليمه حاضر آورند . و آنان حراقه‌هايى [ 4 ] كه براى اين منظور آماده كردند سى هزار بود كه بوسيلهء آنها مردم را در اواخر روز از دجله مىگذراندند و امثال اينها بسيار است . همچنين دامادى مأمون بن ذو النون [ 5 ] در طليطله [ 6 ] نيز از اين قبيل است كه ابن بسام [ 7 ] در كتاب ذخيره و ابن حيان [ 8 ] نقل كرده‌اند . و اين اوضاع پس از دورانى بود كه همهء آنان در نخستين مرحلهء باديه‌نشينى ( دولت ) بسر مىبردند و به علت فقدان وسايل و نبودن صنعتگرانى كه آنها را در آن حالت تنگى معيشت و سادگى بسازند از فراهم آوردن چنان جشنهايى عاجز بودند . چنان كه گويند حجاج در ختنه كردن يكى از پسرانش جشنى بر پا كرد آنگاه برخى از دهگانان [ 9 ] را حاضر آورد و در بارهء مهمانىها
هامش
[ 1 - ) ] در سه چاپ بغلط « فواقع » است ولى در چاپ ( ا ) و هم در جامع الشواهد چاپ تبريز تأليف محمد باقر شريف « فقاقع » است كه بمعنى حبابهاى روى آب است . [ 2 - ) ] ترجمهء « ليلتئذ » از « ينى » است در چاپهاى مصر و بيروت « لليلتين » است [ 3 - ) ] يا در آن دو شب بر حسب چاپهاى مصر و بيروت [ 4 - ) ] حراقات ( بفتح ح و تشديد ر ) بضبط نسخهء ( ك ) جمع حراقة : كشتيى است كه در آن آتش افكن‌هايى تعبيه مىكردند تا آنها را بسوى دشمن پرتاب كنند ( حاشيهء كتاب ، ا . ه . ) [ 5 - ) ] يحيى المامون دومين سلطان دودمان ذو النون كه در طليطله سلطنت مىكردند . وى از سال 435 تا سال 469 ه ( 1045 - 1077 م ) سلطنت كرده است ( از دسلان ) . [ 6 - ) ]Toledoدر اسپانيا . [ 7 - ) ] ابن بسام شنتمرى ( بفتح ش - ن ) او راست كتاب الذخيره فى محاسن اهل الجزيرة تاريخ اندلس در قرن 6 ه ( 542 ) و ابن خلكان از اين كتاب بسيار روايت كند با عنوان بسامى ، ابن بسام ( لغت نامهء دهخدا ) . [ 8 - ) ] ابن حيان ( بفتح ح و ى مشدد ) ابو مروان بن خلف قرطبى ، مورخ ( 377 - 469 ) از تأليفات بسيار او كتاب « المقتبس فى تاريخ الاندلس » بر جايست و نسخى از آن در پاريس و نيز استانبول و مادريد موجود باشد . ( لغت نامهء دهخدا ) . [ 9 - ) ] معرب آن « دهقان » است كه در عربى بمعنى بازرگان و رئيس اقليم به كار رفته است و كلمهء دهقان بر ايرانى اطلاق مىشده چنان كه فردوسى فرمايد :از ايران و از ترك و از تازيان * نژادى پديد آيد اندر ميان نه دهقان نه ترك و نه تازى بود * سخنها بكردار بازى بود