قهر و غلبه بودند از دست مىدهند و فراخى معيشت و ناز و نعمت در ميان ايشان بمرحلهء نهايى مىرسد ، چنان كه زندگانى را بانواع ناز و نعمت و تجمل آرايش ميدهند و از اين رو بمنزلهء كسانى قرار ميگيرند كه در تكفل دولت هستند و در زمرهء زنان و كودكانى كه بايد در پرتو حمايت مردان باشند داخل ميشوند و حس مدافعه را از دست ميدهند و عصبيت آنان به كلى زايل مىشود و حالات حمايت و مدافعه و توسعهطلبى را فراموش ميكنند و با پوشيدن لباسهاى دولتى و بستن نشانهاى ويژهء دولت بخويش و اسب سوارى و تربيت نيكو بر مردم جلوه ميكنند و به زراندودى دست مييازند ، در حالى كه غالب آنان بر پشت اسبان از زنان هم ترسوتراند .
چه هر گاه مدعى و مخالفى بسوى آنان بشتابد نميتوانند در برابر او مقاومت كنند و بدفاع پردازند ، از اين رو رئيس دولت به كسانى جز آنان از مردمان سرسخت و دلاور نيازمند مىشود و بر موالى خويش مىافزايد و كسانى را بر ميگزيند كه تا حدى از دولت بىنياز باشند تا هنگامى كه ايزد انقراض دولت را اعلام فرمايد .
آن وقت دولت در نتيجهء بار گرانى كه بر دوش دارد از ميان ميرود . و چنان كه ديديم در اين سه نسل پيرى و فرسودگى دولت پديد ميآيد و به همين سبب انقراض حسب در نسل چهارم است چنان كه در فصول پيشين گذشت و گفتيم كه بزرگى و حسب در چهار پشت مىباشد و در اثبات آن برهانى طبيعى و كافى و آشكار آورديم چنان كه مبتنى بر مقدماتى بود كه از پيش آنها را تنظيم كرده و ترتيب داده بوديم . پس در اين باره بينديش و اگر منصف باشى هرگز از راه حق و راستى رو گردان نخواهى شد .
و سن اين نسلهاى سهگانه چنان كه گذشت صد و بيست سال است و دولتها اغلب از اين سن تجاوز نميكنند و اندكى پيش يا پس از آن سن بتقريب منقرض ميگردند مگر آنكه عارضهء ديگرى از قبيل فقدان مدعى دولت روى دهد . پس پيرى و فرسودگى بر دولت استيلا مىيابد منتها مدعى يافت نشده است ، چه اگر در اين هنگام مدعى بر آن بتازد هيچگونه مدافعى نخواهد يافت . پس چون وقت ايشان فرا رسد ساعتى باز پس نميمانند و ساعتى پيشى نميتوانند گرفت [ 1 ] بنابر اين سن مزبور براى
هامش
[ 1 - ) ] فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ 7 : 34 . سورهء الاعراف ، آيهء 34