تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مىكند [ 1 ] كه منظور از چهل سال نابودى نسل زنده و پرورش يافتن نسل ديگريست كه بخوارى و پستى آشنا نشده و آن را نشناخته‌اند ، از اين رو در نظر گرفتن چهل سال نشان ميدهد كه سن يك پشت برابر سن يك شخص است ، و اينكه گفتيم عمر دولت اغلب از سه پشت بيش نيست بدان سبب است كه نسل نخستين همچنان بر خوىهاى خشونت و توحش باديه‌نشينى مانند تنگى معيشت و دلاورى و شكار و اشتراك در فرمانروايى پايداراند و به همين علت شدت عصبيت در ميان آنان همچنان محفوظ ميماند از اين رو دم شمشير آنان برنده و جانب آنان شكوهمند و مايهء بيم دشمن است و مردم مغلوب و فرمانبر آنان ميباشند . و نسل دوم بسبب كشوردارى و ناز و نعمت تغيير خوى ميدهند و از باديه‌نشينى بشهرنشينى ميگرايند و از تنگى روزى بفراخى معيشت و ناز و نعمت و از اشتراك در فرمانروايى خودكامگى ( حكومت مطلق ) گام مىگذارند كه تنها يك تن فرمانروايى را به خود اختصاص مىدهد و ديگر افراد خاندان و اعضاى دولت از كوشش در راه آن بسستى و زبونى ميگرايند و از ارجمندى و جاه‌طلبى و دست درازى به خوارى خضوع و فروتنى تن در ميدهند ، از اين رو جوش و خروش عصبيت ايشان تا حدى فرو مىنشيند و ذلت و فروتنى از ايشان نمىرمد ولى بسيارى از صفات نسل نخستين در آن باقى مىماند زيرا اين نسل دوران نسل نخستين را درك كرده و خود نيز در بسيارى از احوال با آنان بهمكارى پرداخته و غلبه‌جويى و كوشش ايشان را در راه بدست آوردن فرمانروايى و بزرگى و مقاصد آنان را در امور دفاع و نگهبانى ديده‌اند و هنوز بسيارى از آن ملكات در آنان باقى است و نميتوانند همهء آنها را به كلى فرو گذارند هر چند هم برخى را از دست داده باشند ، چه اينان هنوز اميدوارند اوضاع و احوالى كه در دوران نسل نخستين بوده بار ديگر باز خواهد گشت ، يا گمان ميكنند از ميان ايشان رخت بر نبسته است . اما نسل سوم روزگار باديه‌نشينى و خشونت را چنان از ياد مىبرند كه گويى وجود نداشته است و شيرينى ارجمندى و عصبيت را كه بسبب آن ايشان واجد ملكه
هامش
[ 1 - ) ] اشاره بآيهء : قال فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ في الْأَرْضِ 5 : 26 . سورهء المائدة آيهء 29 .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 325 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى