تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
و نداشتن عصبيت او را از رسيدن به مقصود باز خواهد داشت و در پرتگاه نابودى سقوط خواهد كرد و به هلاكت خواهد رسيد و در صورتى كه از تلبيس كنندگان و مزوران باشد و بخواهد از اين راه برياست برسد آن وقت سزاوارتر همانست كه موانع سد راه وى شود و مهلكه‌ها وى را از اين راه باز دارد ، چه اين امر خداست و جز بخشنودى و يارى وى و خلوص نيت نسبت به او و خير خواهى مسلمانان بمرحلهء عمل نميرسد . و هيچ مسلمانى در اين باره ترديد به خود راه نميدهد و هيچ مرد بينايى در آن شك نمىكند . و نخستين بار اين گونه جنبش‌ها در ميان مسلمانان در بغداد پديد آمد هنگامى كه فتنهء طاهر روى داد و امين كشته شد و مأمون در آمدن بعراق تأخير كرد و در خراسان بماند و آنگاه على بن موسى الرضا ، ع ، از خاندان حسين ، ع ، را وليعهد خويش ساخت . از آن پس خاندان عباسيان با ديدهء انكار و مخالفت بوى نگريستند و يك ديگر را بقيام و نافرمانى نسبت بمأمون دعوت كردند و در صدد بر آمدند ديگرى را بجاى وى برگزينند . به همين سبب با ابراهيم بن مهدى بيعت كردند و هرج و مرج و ناامنى در بغداد روى داد و اوباشان و بدسرشتان و شاطران و سپاهيان نسبت بمردم مسالمت جو و پرهيزكار دست درازى آغاز كردند و راه‌ها را به روى كاروانها بستند و بغارتگرى پرداختند و ثروتهاى بيكرانى از مردم ربودند و آنها را آشكارا در بازارها ميفروختند . و مردم بغداد از حاكمان دادرسى و يارى ميطلبيدند ولى كسى بداد آنها نميرسيد . از اين رو دينداران و صالحان بسيارى در باره منع فاسقان و بدكاران بمشاوره پرداختند و آنها را از تجاوز به ديگران باز ميداشتند . در همين گير و دار در بغداد مردى معروف به خالد الدريوس [ 1 ] قيام كرد و مردم را به امر بمعروف و نهى از منكر دعوت نمود و خلقى دعوتش را پاسخ دادند و با تبه‌كاران و شرانگيزان بنبرد برخاست و بر ايشان چيره گرديد و دست او بضرب و شكنجهء اين گروه باز شد . آنگاه پس از وى مرد ديگرى از عامه مردم بغداد معروف به سهل بن سلامهء انصارى و مكنى به ابو حاتم قيام كرد و قرآنى از
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » الدريوش و دسلان هم كلمه را درويش ترجمه كرده است .