تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
فرمانروايى را از موحدان بازستدند . و ايزد بر امر خويش غالب است [ 1 ] .

فصل ششم در اينكه دعوت دينى بىعصبيت انجام نمىيابد

زيرا چنان كه در گذشته ياد كرديم هر دعوتى كه بايد بوسيلهء آن عموم و اكثريت مردم را بدان وا داشت ناچار بايد متكى به عصبيت باشد و چنان كه گذشت در حديث صحيح آمده است كه خداى هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آنكه در ميان قوم خويش ارجمندى و خويشتن‌دارى داشت و هر گاه اين امر براى پيامبران كه شايسته‌ترين مردم در خرق عادات‌اند ضرور باشد براى جز آنان بطريق اولى لازم خواهد بود چه ديگران بجز از طريق عصبيت نميتوانند در غلبه و جهانگشايى خرق عادت كنند و اين موضوع براى ابن قسى [ 2 ] شيخ متصوفه و صاحب كتاب خلع النعلين فى التصوف پيش آمده است كه اندلس را بنام دعوت به حق شورانيد و اصحاب ويرا مرابطان [ 3 ] مىناميدند . او كمى پيش از دعوت مهدى ظهور كرد و اندكى كارش بالا گرفت و پيشرفت كرد زيرا لمتونه سرگرم كار موحدان بودند و در آنجا قبايل و دسته‌هاى ديگرى نبود كه او را از اين كار باز دارند ولى هنگامى كه موحدان بر مغرب استيلا يافتند او بيدرنگ دعوت ايشان را تصديق كرد و بشيوهء آنان گرويد و از قلعهء اركش كه پناهگاه وى بود ايشان را پيروى كرد و از آن قلعه به آنان يارى كرد و او
هامش
[ 1 - ) ] وَ الله غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ 12 : 21 . سوره يوسف ، آيهء 21 [ 2 - ) ] ( بضم ق ) احمد كه بسال 534 در اندلس دعوى مهدويت كرد و در سال 358 بر « ميرتلا » و مواضع ديگرى مستولى شد ، ولى پيروانش او را بموحدان تسليم كردند و عبد المؤمن موحدى ويرا آزاد ساخت و مدتها در دربار موحدان بزيست تا سرانجام بدست يكى از پيروانش كشته شد . شيخ محى الدين عربى كتاب « خلع النعلين فى الوصول الى حضرة الجمعين » را كه از تأليفات اوست شرح كرده و ويرا ستوده است ( لغت نامهء دهخدا ) . [ 3 - ) ] مرابطان ( يا مرابطون مرابطين ) . معنى لغوى اين كلمه بر قراولانى كه اسبان خود را در ثغور بلاد خصم حاضر نگاه دارند اطلاق مىشود و در اصطلاح بمعنى ترويج كنندگان ايمانست . عيسويان اين كلمه را بهAlmarovidesتحريف كرده و لغتMaraboutكه در فرانسه بمعنى مرتاض و عابد و ناسك است نيز تحريف ديگرى از كلمهء « مرابط » است ( تاريخ طبقات سلاطين اسلام ، ص - 35 ) . ولى بعقيده دسلان صحيح آن در اينجا « المريدين » است چون در يكى از نسخ خطى چنين است و هم در شرح حال ابن قسى آمده است كه پيروان او را « مريدين » ميخوانده‌اند .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 304 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى