تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
( پروردگارى جز او نيست و معبودى سواى وى وجود ندارد ) [ 1 ]

فصل هفتم در اينكه هر دولتى را بهرهء معينى از مرز و بوم و كشورها است كه بمرحلهء فزونتر از آن نميرسد

زيرا گروه اداره كنندهء دولت يا اعضاى دودمان بنيان گذار آن ناگزير بايد در بخشهاى گوناگون شهرستانها و مرزها تقسيم شوند و ادارهء امور آن نواحى را بر عهده گيرند و بر آن سرزمينها استيلا يابند تا مرزهاى كشور را از دستبرد دشمن نگهبانى كنند و احكام دولت را در بارهء وصول خراجها و منع مردم از اعمال خلاف قانون و جز اينها اجرا سازند . و هر گاه كليهء اين گروهها بر مرزها و شهرستانها تقسيم شوند ناچار شمارهء آنها سرانجام پايان مىپذيرد . و وضع كشورها در اين روزگار بمرحله‌اى رسيده است كه هر دولتى داراى مرز و حدود معينى براى كشور و دايرهء خاصى از لحاظ وسعت نسبت به پايتخت آن است و بنابر اين اگر دولتى پس از اين وضع بخواهد سرزمينهايى فزونتر از آنچه در تصرف خود دارد اداره كند ناچار بىسپاه و نگهبان ميماند [ 2 ] و كشورش مورد سوء قصد دشمنان مجاور واقع خواهد گرديد و هنگام فرصت بر آن خواهند تاخت و فرجام ناسازگار چنين وضعى بدان دولت باز خواهد گشت ، چه با چنين روش گستاخانه‌اى مرزهاى كشور خود را ميگشايد و سدهايى را كه مايهء شكوه و ترس مهاجمان است از هم ميگسلد . ولى تا هنگامى كه دسته‌ها و اعضاى دستگاه فرمانروايى افزون باشند و در نتيجهء تقسيم آنها بنواحى گوناگون و بخشهاى مرزى اعضاى مزبور بانتها نرسد هنوز هم براى رسيدن دولت بمرحلهء نهايى توسعه‌طلبى نيروهايى باقى خواهد ماند كه ميتواند بوسيلهء آن نيروى باقيمانده دائرهء آن را به حد نهايى توسعه برساند و علت طبيعى اين امر اين است كه نيروى عصبيت هم مانند ديگر نيروهاى طبيعى است و
هامش
[ 1 - ) ] در چاپ پاريس و « ينى » نيست . س مائدة آ : 32 . [ 2 - ) ] گويا منظور تشريح كادر رهبرى و ادارى دولت است كه در تشكيلات امروزى نيز اهميتى بسزا دارد .